إلهى و خلّاقى و حرزى و موئلى * إليك لدى الإعسار و اليسر أفزع
تبارك : بزرگوار بودن . و موئل : پناهگاه . و تقديم لك براى تخصيص حمد به خدا ؛ چه حمد هركه « 1 » هست ، به حقيقت حمد خداست .
مىفرمايد : مر تراست سپاس ، اى خداوند بزرگى و بخشش و بلندى « 2 » ، بزرگوارى تو .
مىبخشى ، به هر كه مىخواهى ، و منع مىكنى ، از هركه مىخواهى . اى معبود من و آفرينندهء من و مقام استوار من و پناهگاه من ، به تو نزد تنگدستى و آسانى پناه مىگيرم . س :
اى روى زمين ز فيض عامت گلشن * عالم همه از پرتو رويت روشن
در حال شود چراغ گيتى تاريك * از فيض « 3 » تو گر دمى نيابد روغن
إلهى لئن جلّت و جمّت خطيئتى * فعفوك عن ذنبى أجلّ و أوسع
إلهى لئن أعطيت نفسى سؤلها * فها أنا فى روض النّدامة أرتع
جموم : گرد آمدن آب چاه پس از كشيدن و فراوان شدن مال . و سؤل ( بضمّ ) : خواسته .
و رتع و رتوع : چرا كردن ( از ثالث ) .
مىفرمايد : اى معبود من ، هرآينه اگر بزرگ شد و بسيار شد گناه من ؛ پس عفو تو از گناه من بزرگتر و فراخترست . اى معبود من ، هرآينه ، اگر دادم « 4 » بنفس خود خواستهء او ، پس اينك من در مرغزار پشيمانى چرا مىكنم . س :
هرچند كه ما گناهكاريم همه * وز كردهء خويش شرمساريم همه
چون فيض الهى همه جا مىبينيم * از رحمت او اميدواريم همه
إلهى ترى حالى و فقرى و فاقتى * و أنت مناجاتى الخفيّة تسمع
إلهى فلا تقطع رجائى و لا تزغ * فؤادى فلى فى سيب جودك مطمع
الفاقة : الحاجة . و مناجاة : با كسى راز گفتن . و خفاء : پوشيده شدن ( از رابع ) . و إزاغة :
هامش
( 1 ) .E: هر حمد كه .
( 2 ) .E: + و .
( 3 ) .C: فضل .
( 4 ) .C: دارم .