وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ
« 1 » . و هجرة : جدائى از خانه . و سراج : چراغ . و زهور :
روشن شدن چراغ ( از ثالث ) . و المماهرة : الحذاقة فى الشّىء .
مىفرمايد : لازم گرداناد خدا « 2 » خسران و هلاك مر ترا ، اى پسر كافر ، من علىام ، شكنندهء لشكرها . من آن كسم كه مىزنم شما را و يارىكنندهء من « 3 » خداى بحقّ است و به اوست جاهاى هجرت من . مىزنم شما را به شمشير « 4 » در جاهاى « 5 » خوارى ، احسان كنم به نيزه زدن و زدن تيغ آشكارا . با پسر برادر پدر خود و چراغ روشن ، تا فرمان بريد مر بزرگ توانا را ؛ زدن غلامى برندهء صاحب مهارت . س :
امروز ميان ما غزا خواهد بود * وز قهر خدا ترا سزا خواهد بود
فردا كه خبر به خانهات خواهد رفت * مو كندن و فرياد و عزا خواهد بود
جواب رجز ياسر و تهديد او بتيغ قاهر
ينصرنى ربّى « 6 » خير ناصر * آمنت باللّه بقلب شاكر
أضرب بالسّيف على المغافر * مع النّبىّ المصطفى المهاجر
مغفر : خود . و مهاجرة : از زمينى به زمينى رفتن .
مىفرمايد : يارى مىكند مرا پروردگار من ، بهتر يارىكننده ، گرويدم « 7 » به خدا بدلى شكركننده . مىزنم به شمشير بر خودها ، با پيغمبر برگزيدهء هجرتكننده . س :
از فضل خدا چو هست فيضى با من * اوّل دل من گشت بايمان روشن
امروز به شكرانهء آن چون خورشيد * گرمى كنم و « 8 » تيغ كشم بر دشمن
هامش
( 1 ) . الأنعام : 79 .
( 2 ) .AC: خداى .
( 3 ) .E: يارىكننده مر .
( 4 ) .E: شمشير .
( 5 ) .A: جايهاء .
( 6 ) .C: - ربى .
( 7 ) .E: گرديدنم .
( 8 ) .G: - و .