ارشاد نفس لوّامه بكسب حلال كه مؤدّى بعلوّ مرتبه است در حال و مآل
كدّ كدّ العبد إن أح * ببت أن تصبح حرّا
و اقطع الآمال من ما * ل بنى آدم طرّا
لا تقل ذا مكسب يز * رى فقصد النّاس أزرى
أنت ما استغنيت عن غي * رك أعلى النّاس قدرا
كدّ : رنجه شدن ( از اوّل ) . و أمل : اميد . و قصد : آهنگ كردن . و أزرى : افعل تفضيل از إزراء ، و اين قياسى است از باب افعال نزد سيبويه .
مىفرمايد : رنجه شو رنجه شدن بنده « 1 » ، اگر دوست مىدارى كه گردى آزاد . و ببر اميدها را از مال پسران آدم همه . مگو اين كسب است كه خوار مىدارد ، چه آهنگ مردم كردن خواردارندهترست . تو ، مادام كه بىنياز باشى از غير خود ، بلندتر مردمى به قدر . س :
گر نفس تو در مقام طاعت شده حُرّ * از خلق اميد خود بهيكبار ببر
گاهى كه طمع ترك توانى كردن * از صيت تو گوش آسمان گردد پر
ترغيب نفس به پرهيزكارى كه منتهى است برضاى بارى
إذا أنت لم تزرع و أبصرت حاصدا * ندمت على التّفريط فى زمن البذر
و ما إن ليوم البعث زاد سوى التّقى * تزوّدته حتّى القيامة و الحشر
تفريط : تقصير كردن . و الزّمن : الزّمان . و بذر : تخم در زمين افكندن . و إن زايد . و زاد :
توشه . و تزوّد : توشه برگرفتن .
مىفرمايد : چون تو زراعت نكنى و بينى دروكنندهاى را « 2 » ، پشيمان شوى بر تقصير در زمان تخم كشتن . و نيست براى روز برانگيختن توشهاى غير تقوى كه برگيرى آن را تا روز قيامت و برانگيختن . س :
هامش
( 1 ) .E: + و .
( 2 ) .E: + پس .