مىفرمايد : بسيار جوانمردى كه دنياى او تمام است ، نيست مرو را « 1 » از پس آن ثواب آخرت . و ديگرى دنياى او نكوهيده است ، از پى مىآيد آن « 2 » را آخرتى نيك . و ديگرى به حقيقت بازبست به خود « 3 » هر دو ايشان را ، به حقيقت جمع كرد دنيا را با آخرت . و ديگرى بىروزى كرده شد « 4 » از هر دو ايشان ، نيست مرو را دنيا و نه آخرت . س :
جمعى همه از براى دنيا باشند * قومى همه از براى عقبى باشند
دارند جماعتى ازين هر دو نصيب * بعضى « 5 » دگر از هر دو مبرّا باشند
تبيين اصناف بشر كه خير او آميخته است بشرّ
أربعة فى النّاس ميّزتهم * أحوالهم مكشوفة ظاهره
فواحد دنياه مقبوضة * تتبعه آخرة فاخره
و واحد دنياه محمودة * ليس له من بعدها آخره
و واحد فاز بكلتيهما « 6 » * قد جمع الدّنيا مع الآخرة
و واحد من بينهم ضائع * ليس له دنيا و لا آخره
تمييز : جدا كردن . و قبض : تنگ كردن . و ضاع الشّىء : هلك .
مىفرمايد : چهار گروه در مردم جدا كردهام ايشان را از يكدگر ، حالهاى ايشان برهنه كردهء آشكاراست « 7 » . پس يكى دنياى او تنگ كرده شده است ، از پى مىآيد او را آخرتى نيك . و يكى دنياى او ستوده است ، نيست مرو را از پس آن ثواب آخرت . و يكى به حقيقت فيروز شد به هر دو « 8 » ايشان ، به حقيقت جمع كرد دنيا را با آخرت . و يكى از ميان ايشان ضايع است ، نيست مرو را دنيا و نه آخرت . س :
گشتند جماعتى به دنيا مايل * كردند گروهى همه عقبى حاصل
جمعى دگر از هر دو نصيبى « 9 » دارند * بعضى دگرند ازين و از آن غافل
هامش
( 1 ) .CG: او را .
( 2 ) .CD: او .
( 3 ) .B: - به خود .
( 4 ) .E: شده .
( 5 ) .EG: جمعى .
( 6 ) .C: بكلتيها .
( 7 ) .G: آشكارست .
( 8 ) .B: به هر دوى .
( 9 ) .C: نصيب .