كردن ( از اوّل ) .
مىفرمايد : خدا زندهء ديرينهء توانا ، پناه نيازمندانست ؛ و نيست كه انباز شود او را در ملك او يكى . او آن كس است كه شناسا كرد كافران را جاى فرو آمدن ايشان ، و مؤمنان « 1 » زود پاداش دهد خدا ايشان را ، چنانچه وعده كرده شدهاند . پس اگر باشد گردشى ، باشد آن گردش مر ما را پندى . پس آيا شايد كه ديده شود در گمراهى آن راه يافتنى ؟ و يارى مىدهد خدا كسى را كه دوست مىدارد او را ، به درستى كه مرو راست يارى دادنى ؛ و عقوبت مىكند به كافران ، چون از راه گردند . س :
غمگين مشو اى دوست اگر چرخ بلند * آماده كند بهر تو اسباب گزند
هرچند بتاب و پيچ باشى از بند « 2 » * آن بند بود بلوح دل صورت پند
حكايت
چون ابو سفيان و قريش از احد بجانب مكّه مراجعت كردند ، پشيمان شدند و مىخواستند كه بازگردند و به مدينه روند و چون اين خبر به پيغمبر رسيد ، با هفتاد كس به « 3 » حمراء اسد آمد كه تا مدينه هشت ميل است و خدا رعب در دل كفّار شقاوت آثار انداخت و به مكّه رفتند « 4 » و آيت
الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ
« 5 » نازل شد و مصراع رابع اشارت به اينست « 6 » .
فإن نطقتم بفخر لا أبا لكم * فيمن تضمّن من إخواننا اللّحد
فإنّ طلحة غادرناه « 7 » منجدلا * و للصّفائح نار بيننا تقد
و المرء عثمان أروته أسنّتنا * فجيب زوجته إذ خبّرت قدد
فى تسعة إذ تولّوا بين أظهرهم * لم ينكلوا من حياض الموت إذ وردوا
هامش
( 1 ) .E: + را .
( 2 ) .G: پند .
( 3 ) .E: بر .
( 4 ) .C: - و به مكه رفتند .
( 5 ) . آل عمران : 172 .
( 6 ) .C: + و له .
( 7 ) .G: غادرتا .