تشدّد : سخت شدن . و تهوين : آسان كردن .
مىفرمايد : هرآينه به حقيقت ديدى همزادها را كه چگونه بهم فنا يافتند ، ناپديد شدند ، پس گفته شد « 1 » : بود فلان مرد و بود فلانه زن . قصّه آنست كه دنيا چون ماريست كه درمىدمد « 2 » زهر را ، و اگرچه باشد محلّ بسودن « 3 » كه نرم باشد . بسيار كارها كه هرآينه به حقيقت سخت شدم دران ، پس آسان كردم آن را بر خود ، پس آسان شد . س :
دنيا كه ز داغ نيستى يافت نشان * ماريست براى كاملان زهرفشان
دارد هنرى نيك كه باشد آسان * بر هركه نكرد سختكوشى يكسان « 4 »
فتح « 5 »
شيخ علاء الدّوله ، رضى اللّه عنه ، « 6 » روايت كند از ابو الفتح « 7 » موسى بن محلى « 8 » كه ابو الرّضا « 9 » بن نصر مىگفت كه « 10 » حضرت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « الدّنيا حيّة ، يلين مسّها و يقتل سمّها . »
وصف دنيا بعدم ثبوت و تشبيه او به خانهء عنكبوت
إنّما الدّنيا فناء * ليس فى الدّنيا ثبوت
إنّما الدّنيا كبيت * نسجته العنكبوت
و لقد يكفيك منها * أيّها الطّالب قوت
و لعمرى عن قليل * كلّ من فيها يموت
نسج : بافتن ( از ثانى ) . و عنكبوت : جانورى ضعيف كه تارها برهم مىبافد . و القوت : ما
هامش
( 1 ) .C: شده .
( 2 ) .E: درمىدهد .
( 3 ) .C: پسودن ،E: بسودنى .
( 4 ) .G: به كسان .
( 5 ) .CEG: - فتح .
( 6 ) .CG: - رضى . . .
( 7 ) .A: + بن .
( 8 ) .B: مجلى .
( 9 ) .A: ابو الرضاربن ،CG: ابى الرضاء .
( 10 ) .A: + بن .