تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
كردن . و تنوين رئوس عوض « 1 » مضاف اليه ، أى رءوسهم . و خنديدن شمشير عبارت از لمعان و ظهور بياض آن ، و گريستن اجل كنايت از انقضا و انتهاى او . مىفرمايد : ايشان قومىاند كه لباس ايشان در هر « 2 » معركه شمشيرهاى تنك است و زرههاى داودى كه ربوده‌اند از اعدا . خودها بر بالاى سرهاى ايشان ، در زير خودها زرههاى يمنى ، و در سرهاى انگشتان نيزه‌هاى گندم‌گون از موضع خطّ و شمشيرها ، يا « 3 » تيرهاى تراشيدهء راست . شمشيرها مىخندند و اجلهاى دشمنان مىگريند ، و نيزه‌هاى گندم‌گون ، مىآيد خون از بينى ايشان و جانهاى دشمنان غارت كرده مىشوند . س :
شد جامهء قوم من زره روز مصاف * دارند تمام نيزهء سنگ‌شكاف از بس‌كه خورد نيزهء اين طايفه خون * پيدا شده است در سرش رنج رُعاف و أىّ يوم من الأيّام ليس لهم * فيه من الفعل ما من « 4 » دونه العجب الأزد أزيد من يمشى على قدم * فضلا و أعلاهم قدرا إذا ركبوا و الأوس و الخزرج القوم الّذين هم * آووا فأعطوا فوق ما وهبوا
أىّ : كدام . و الفعل ( بفتح الفاء ) : مصدر فعل يفعل من الثّالث ، و بالكسر : الاسم . و ركوب : سوار شدن ( از رابع ) . و الأوس و الخزرج ( بتقديم الزّاء المعجمة على المهملة ) : قبيلتا « 5 » الأنصار ، و هما ابنا قبيلة و هى أمّهما نسبا إليها و أبوهما حارثة بن ثعلبة من اليمن . و إيواء : جاى دادن . مىفرمايد : كدام روز از روزها نيست مر ايشان را دران روز از كردار آنچه ازين سوى اوست عجب ؟ قبيلهء ازد فزون‌ترند از هركه بر قدم مىرود ، يعنى افراد بشر ، و بلندترند از روى بزرگى ، چون سوار شوند « 6 » . و قبيلهء اوس و قبيلهء خزرج آن قومند كه ايشان جا دهند مردم را ، پس بخشند به ايشان بالاتر از آنكه بخشيده « 7 » شده باشند . س :
هامش
( 1 ) .C: + از . ( 2 ) .CG: - هر . ( 3 ) .C: شمشيرهاء با . ( 4 ) .C: - من . ( 5 ) . بجزE: قبيلة . ( 6 ) .ACEG: شدند . ( 7 ) .B: بخشنده .