و عمدت للشّيء « 1 » أعمد عمدا : قصدت له و تعمّدت ، و هو نقيض الخطاء ؛ « 2 » و أمسى : أى صار ؛ و رهن « 3 » : بمعنى مرهون ؛ و أصحاب : جمع صحب و او جمع صاحب . و بعضى برآنند كه اين سه بيت از هاتفى غيبى مسموع شد .
مىفرمايد : گفت دوست : و چگونه باشد مرا آهنگ كردن بجواب شما ؟ و حال آنكه من گروكردهء سنگها و خاكم . خورد خاك خوبيهاى مرا ، پس فراموش كردم شما را ، و بازداشته شدم « 4 » از اهل خود و از همزادان خود . پس بر شما باد از من سلام ، بريده شد « 5 » از من و از شما « 6 » علاقهء دوستى دوستان . س :
در خاك مرا چو شد جدا بند ز بند « 7 » * محروم شدم ز دوستان وز فرزند
پيوسته سلام مىفرستم ليكن * سودى ندهد چو نيست ما را پيوند
مرثيّه در وقت زيارت خاتم صلّى اللّه عليه « 8 » و سلّم
ما غاض دمعى عند نائبة * إلّا جعلتك للبكاء سببا
و إذا ذكرتك سامحتك به * منّى الجفون ففاض و انسكبا
إنّى أجلّ ثرى حللت به * عن أن أرى لسواه مكتئبا
غاض الماء يغيض غيضا : كم شد و به زمين فرورفت . و مسامحة : بخشش كردن . و جفن :
پلك چشم . و انسكاب : ريخته شدن . و إجلال : بزرگ داشتن . و ضمير به راجع به دمع . و الجفون فاعل سامحت . و ضمير سواه راجع به ثرى . و در بعضى نسخ بجاى غاض « فاض » ؛ و فاض الماء فيضا و فيضوضة : إذا كثر حتّى سال عن جانب الوادى « 9 » . و مرويست كه حضرت ناظم نزد قبر رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، « 10 » آمد و فرمود : « بأبى و أمّى أنت ، يا
هامش
( 1 ) .E: الشىء .
( 2 ) . صحاح : 511 .
( 3 ) .E: رهين .
( 4 ) .E: شوم .
( 5 ) .BE: شده .
( 6 ) .E: - شما .
( 7 ) .C:در خاك چو شد مرا بند ز بند .( 8 ) .C: + و آله .
( 9 ) . صحاح : 1099 .
( 10 ) .E: عليه السلام .