امر بسخا و كرم با جميع طوايف و « 1 » امم
إذا جادت « 2 » الدّنيا عليك فجد بها « 3 » * على النّاس طرّا إنّها تتقلّب
فلا الجود يفنيها إذا هى أقبلت * و لا البخل يبقيها إذا هى تذهب
جاءوا طرّا : أى جميعا . و تقلّب : گرديدن . و إفناء : فانى ساختن . و إقبال : رو به چيزى كردن . و البخل : نقيض الجود . و إبقاء : باقى داشتن .
مىفرمايد : چون سخاوت كند دنيا بر تو ، پس سخاوت كن به دنيا بر مردم همه ، به درستى كه دنيا مىگردد . پس نه جود فانى مىكند دنيا را ، آن زمان كه او رو به تو كند ، و نه بخل باقى مىدارد دنيا را ، آن زمان كه او مىرود . س « 4 » :
اى يافته از فيض الهى صد خير * بايد كه رسد فيض تو پيوسته به غير
از فقر مترس و رو به درويشان كن * كاينست طريق اهل معنى در سير
بيان آنكه كار مردم بر رياست « 5 » نه بر عقل كامل و طبع راست
يغطّى عيوب المرء كثرة ماله * فصدّق فيما قال و هو كذوب
و يزرى بعقل المرء قلّة ماله * فحمّقه الأقوام و هو لبيب
تغطية : پرده انداختن . و تصديق : راستگوى « 6 » داشتن . و عقل : خرد . و تحميق : احمق خواندن .
مىفرمايد : پرده مىاندازد عيبهاى مرد « 7 » را بسيارى مال او ، پس تصديق كرده شود در آنچه گويد و حال آنكه دروغگوست . و خوار مىدارد عقل مرد را كمى مال او ، پس احمق خوانند او را قومها و حال آنكه او خردمندست . س :
هامش
( 1 ) .C: - و .
( 2 ) .C: جاءت .
( 3 ) .B: فجدتها .
( 4 ) .E: مىفرمايد .
( 5 ) .B: به رياست .
( 6 ) .G: راستگو .
( 7 ) .E: مردم .