تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كنى با او « 1 » ، نگاه دارد برادرى را و باشد كه پيش تو زند دشمنان ترا . س :
اى آنكه باخلاق نكو دارى جهد * بايد كه « 2 » بكام دوست باشى چون شهد مهمان كه رسد به چشم خود بنشانش * يارى به كسى كن كه نگه دارد عهد و اطلبهم طلب المريض شفاءه * ودع الكذوب فليس ممّن يصحب و احفظ صديقك فى المواطن كلّها * و عليك بالمرء الّذى لا يكذب
مريض : خسته . و شفاه اللّه من مرضه شفاء ( بالمدّ ) من الثّانى . و كذب : دروغ گفتن ( از ثانى ) . و الموطن : المشهد من مشاهد الحرب ، قال اللّه « 3 » تعالى :
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ
« 4 » . مىفرمايد : بجو دوستان را مثل جستن خسته شفاى خود را ، و بگذار دروغ‌گو را ، كه نيست او از « 5 » جمعى كه صحبت داشته شوند . و نگاه‌دار دوست خود را در مواطن همه ، و فراگير مردى را كه دروغ نگويد . س :
خواهى كه شود شكست دشمن حاصل * بايد كه ز دوستان نگردى غافل چون هست مدار كار عالم بر صدق * از حقّ بطلب صديق صادق اى دل و اقل الكذوب و قربه و جواره * إنّ الكذوب ملطّخ من يصحب يعطيك ما فوق المنى بلسانه * و يروغ عنك كما يروغ الثّعلب
قرب : نزديك شدن . و تلطيخ « 6 » : آلوده كردن . و إعطاء : دادن . و لسان : زبان . و الرّوغ : الميل « 7 » على سبيل الاحتيال . « 8 » و ثعلب : روباه . مىفرمايد : دشمن‌دار دروغ‌گو را و قرب و مجاورت او را ، به درستى كه دروغ‌گو آلوده‌سازنده است كسى را كه صحبت مىدارد با « 9 » او . مىدهد ترا آنچه بالاى آرزوهاست
هامش
( 1 ) .E: به او . ( 2 ) .C: - كه . ( 3 ) .C: - اللّه . ( 4 ) . التّوبة : 25 . - - صحاح : 2215 . ( 5 ) .C: را . ( 6 ) .CG: تلطخ . ( 7 ) .B: المثل . ( 8 ) . مفردات : 373 . ( 9 ) .E: يا .
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 276 | حسين بن معين الدين الميبدي / حسن رحمانى / سيد ابراهيم اشك شيرين