را بود « 1 » ملجاى « 2 » بهغايت استوار از اعدا . و بوديم ما به ديدار او مىديديم نور و « 3 » هدايت هر بامداد و هر « 4 » شبانگاه كه شبانگاه مىكرد در ميان ما يا بامداد مىكرد . س :
ما را ز رسول حقّ حمايت مىبود * وز ديدن او لطف و رعايت مىبود
از پرتو آفتاب رويش ما را * در خانهء دل نور « 5 » هدايت مىبود
حكايت « 6 »
عبد اللّه بن زيد انصارى چون خبر موت نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، بشنيد « 7 » ، در حال دعا كرد كه نابينا شود تا « 8 » بعد از نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، روى كسى نبيند و همان « 9 » لحظه دعاى او مستجاب شد « 10 » .
لقد غشيتنا ظلمة بعد موته * نهارا فقد زادت على ظلمة الدّجى
غشى و غشيان : به بالاى چيزى درآمدن ( از رابع ) . و ظلمة : تاريكى . و زيادة : افزون شدن .
و دجية : ظلمت ، و دجى : جمع او ؛ و ظلمة الدّجى بر منوال « نور الأنوار » .
مىفرمايد : هرآينه به حقيقت درآمد بما تاريكى بعد از مردن او در روز ، پس به حقيقت « 11 » افزون شد آن ظلمت بر ظلمت فايق بر جميع « 12 » ظلمتها . س :
از موت نبى بر دل ما نيش آمد * صد تير بلا بر جگر ريش آمد
آفاق جهان به چشم ما تاريك است * اين روز سياه از كجا پيش آمد
حكايت « 13 »
انس ، رضى اللّه عنه ، گويد : « در روز وفات پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، مدينه تاريك
هامش
( 1 ) .C: مردمان را بود ،G: بود مردمان را .
( 2 ) .E: ملجاء .
( 3 ) .B: - و .
( 4 ) .CG: - هر .
( 5 ) .CEG: + و .
( 6 ) .E: - حكايت .
( 7 ) .E: شنيد .
( 8 ) .E: يا .
( 9 ) .G: به همان .
( 10 ) .C: - حكايت . . .
( 11 ) .C: - به حقيقت .
( 12 ) .CG: - جميع .
( 13 ) .CD: - حكايت .