يناسبه و يتبعه فى الإرادة و حينئذ يكون معنى التّضمين واضحا بلا تكلّف . » « 1 » و در بعضى نسخ بجاى بذاك عديلا « بذلك « 2 » عدلا » ؛ و العدل ( بالكسر و الفتح ) : المثل .
مىفرمايد : آيا از پى تكفين پيغمبر و دفن او با جامههاى او غمگين شوم بر هلاكشدهاى كه مقيم باشد در خاك ؟ مصيبت رسانيده شديم ما برسول خدا ، يا خير يافتيم ازو در ميان ما ؛ پس هرگز نخواهيم ديد او را مثلى « 3 » ، مادام كه زندهايم « 4 » و نجات داريم از هلاك . س :
اكنون كه كشيد مصطفى سر بكفن * غمگين نشود به مرگ غيرش دل من
خيرى « 5 » كه من از خلق كريمش ديدم * تا هست حيات من نخواهم ديدن
حكايت
چون صحابه از بيعت ابو بكر ، رضى اللّه عنه « 6 » ، فراغت يافتند ، متوجّه شدند بتجهيز نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، و نمىدانستند كه آن حضرت را در وقت غسل برهنه كنند يا نه . و در مسند امام احمد از عايشه ، رضى اللّه عنها « 7 » ، مرويست كه خواب بريشان غالب شد و سرها به پيش انداخته بودند و از گوشهء خانه آواز آمد كه رسول را در « 8 » پيراهن غسل كنيد « 9 » و قايل آن معلوم نبود . پس على آن حضرت را به سينهء خود بازنهاد و عبّاس و فضل و قثم « 10 » ، پسران او ، آن حضرت را مىگردانيدند و اسامة بن زيد و شقران آب مىريختند و على از بيرون پيراهن غسل مىكرد ، چنانچه دست به بشرهء آن حضرت نمىرسيد و چيزى كه طبع از آن متنفّر باشد از آن حضرت ظاهر نشد . و على مىفرمود : « بأبى أنت و أمّى ، ما أطيبك حيّا و ميتا ! » پس آن حضرت را بسه جامهء سفيد تكفين كردند و بنياد نماز شد و اوّل على و عبّاس و بنو هاشم « 11 » گزاردند ، پس مهاجر ، پس انصار ، پس زنان ، پس
هامش
( 1 ) .CG: - بلا تكلف . - - الكشّاف مع حواشى الجرجانى : 126 - 127 .
( 2 ) .BG: - بذلك ،E: بذاك .
( 3 ) .E: مثل .
( 4 ) .CG: زنده باشيم .
( 5 ) .E: چيزى .
( 6 ) .CG: - رضى . . .
( 7 ) . جزA: - رضى . . .
( 8 ) .CDEG: با .
( 9 ) .D: كنند .
( 10 ) .G: قاسم .
( 11 ) .E: + نماز .