لك . » عايشه گفت : « و لك . » پس بتعظيم و تكريم « 1 » او را به مدينه فرستاد و پانزده روز در بصره نشست و عبد اللّه ابن عبّاس را والى بصره ساخت و به كوفه رفت .
و بخارى و مسلم و ترمذى از ابو بكره « 2 » روايت كنند كه چون خبر به پيغمبر رسيد كه اهل فارس دختر كسرى را « 3 » پادشاه ساختند ، فرمود : « لن يفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة . » « 4 » و در وقتى كه عايشه متوجّه بصره شد ، اين حديث به ياد من آمد و خدا مرا از آن فتنه نگاه داشت .
فتح
معاويه به معاونت عمرو بن عاص بحرب على بيرون آمد و على به حكم
فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ
« 5 » متوجّه شد . و طبرى گويد : در غرّهء ذىالحجّهء سنهء سبع و ثلاثين به صفّين « 6 » بهم رسيدند و اوّل براى آب فرات « 7 » نزاع نمودند و تا آخر ماه حربها واقع شد و در محرّم ترك جنگ كردند و باز در صفر آغاز محاربه « 8 » شد و چند روز حرب « 9 » كردند و تفصيل آن در حرف باء موحّده خواهد آمد . و درين حرب خزيمة بن ثابت انصارى و ابو ليلى انصارى و ابو اليقظان عمّار بن ياسر و هاشم بن عتبة بن ابى وقّاص و عبد اللّه بن بديل « 10 » بن ورقاء « 11 » خزاعى از لشكر على كشته شدند . « 12 » و ترمذى از ابو هريره روايت كند كه رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با عمّار « 13 » گفت : « ابشر بقتلك الفئة الباغية . » و تفصيل قصّهء عمّار در حرف لام ، و شرح قصّهء هاشم و عبد اللّه در حرف ميم خواهد آمد .
و اويس بن عامر قرنى مرادى در كنار آب فرات آواز طبل شنيد ، پرسيد كه « 14 » چه واقعه است . گفتند : « ميان على و معاويه محاربه است . » در حال به نصرت على متوجّه شد و
هامش
( 1 ) .G: + تمام .
( 2 ) .EG: ابو بكر .
( 3 ) .A: - را .
( 4 ) . بخارى : 6570 ؛ ترمذى : 2188 ؛ نسائى : 5293 ؛ أحمد : 19507 ، 19542 ، 19556 ، 19573 ، 19603 ، 19612 .
( 5 ) . الحجرات : 9 .
( 6 ) .D: در صفين .
( 7 ) .C: + بهم .
( 8 ) .E: جنگ .
( 9 ) .C: جنگ .
( 10 ) .E: هذيل .
( 11 ) .D: وقاء .
( 12 ) . تاريخ طبرى 6 : 3256 و بعد .
( 13 ) .C: - با عمار ،G: بعمار .
( 14 ) .D: - كه .