در اثناى حرب شهادت يافت .
و بعد از كثرت قتال ميان على و معاويه صلح شد و ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص را تحكيم كردند . و شرح آن در حرف راء مهمله خواهد آمد .
و گويند در روز حديبيه كه رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، با قريش صلح فرمود ، على در صلحنامه « محمّد رسول اللّه » نوشت ، سهيل « 1 » بن عمرو گفت : « اگر ما رسالت او مىدانستيم ، مقابله و مقاتله نمىكرديم . » پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « رسول اللّه را محو كن و محمّد بن عبد اللّه بنويس . » و على رعايت ادب مىنمود . پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، بدست مبارك خود محو فرمود و « 2 » گفت : « اى على ، ترا نيز مثل اين واقع شود . » و در صلحنامهء صفّين او را « امير المؤمنين » نوشته بودند ، معاويه گفت : « اگر من او را امير المؤمنين دانستمى ، با او حرب نمىكردم . » امير فرمود « 3 » : « صدق رسول اللّه . » و امر كرد كه « علىّ بن أبى طالب » بنويسند .
و بعد از تحكيم لشكر على دو گروه گشتند و شش هزار تن در حروراء كه دهى است نزديك كوفه جمع شدند و تكفير او مىكردند و مىگفتند : « لا حكم إلّا للّه . » و على نزد ايشان رفت و تكيه بر كمان كرده خطبه خواند و ايشان را نصيحت فرمود و بازگردانيد . و چون خبر آمد كه ابو موسى از عمرو بن عاص بازى خورد ، باز آن جماعت برگشتند « 4 » و از كوفه بيرون رفتند و ابن عبّاس « 5 » از پى ايشان برفت و ايشان را به آيت
يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ
« 6 » و به آيت
فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما
« 7 » و به صلح پيغمبر در روز حديبيه نصيحت كرد و دو هزار كس بازگشتند و چهار هزار به ضلالت بماندند و با عبد اللّه بن وهب راسبى و حرقوص بن زهير بجلى « 8 » ، معروف به ذو الثّديه ، بيعت كردند و به نهروان رفتند و على از عقب ايشان برفت و دو هزار و هشتصد تن را بقتل آورد .
و بخارى « 9 » و مسلم « 10 » از ابو سعيد « 11 » خدرى روايت كنند كه مصطفى « 12 » ، صلّى اللّه عليه
هامش
( 1 ) .BD: سهل .
( 2 ) .E: - و .
( 3 ) .BF: گفت .
( 4 ) .E: بازگشتند .
( 5 ) .D: عبد اللّه عبّاس .
( 6 ) . المائدة : 95 .
( 7 ) . النّساء : 35 .
( 8 ) .D: نجلى .
( 9 ) . بخارى : 3341 .
( 10 ) . مسلم : 1765 .
( 11 ) .C: ابو سعيدى .
( 12 ) .CG: پيغمبر .