تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
وحى كشف صوريست متضمّن كشف معنوى ، و الهام كشف معنوى صرف است . و وحى خاصّيّت نبى است و الهام خاصّيّت ولى ، و وحى مشروط به تبليغ است و الهام نه . و اوليا چهار قسمند : سالك محض و مجذوب محض و سالك مجذوب كه سلوك او بر جذبه مقدّم است و مجذوب سالك كه جذبهء او بر سلوك مقدّم است . س :
آن دل كه تو ديده‌اى ز غم خون شد و رفت * وز ديدهء خون گرفته بيرون شد و رفت روزى به هواى عشق سيرى مىكرد * ليلى صفتى بديد و مجنون شد و رفت
« جذبة من جذبات الحقّ توازى عمل « 1 » الثّقلين . » س :
باشد هوسم كه خاك پاى تو شوم * مجذوب دو چشم دلرباى تو شوم آن دم كه زند آتش رويت شعله * خواهم كه بجان و دل فداى تو شوم
و نه هركه كمر سلوك بر ميان « 2 » بندد ، بمقام ولايت رسد ؛ و نه هركه قدم درين باديه نهد ، زلال وصال چشد .
خليلىّ قطّاع الفيافى إلى الحمى * كثير و أمّا الواصلون « 3 » قليل أ ترجو وصالا من سليمى و لم تجد * بنفس متى نال الوصال بخيل
ظ :
بسرّ جام جم آنگه نظر توانى كرد * كه خاك ميكده كحل بصر توانى كرد گدائى در ميخانه طرفه اكسيريست * گر اين عمل بكنى خاك زر توانى كرد بعزم مرحلهء عشق پيش نه قدمى * كه سودها كنى ار اين سفر توانى كرد تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون * كجا بكوى طريقت گذر توانى كرد جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى * غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
چنانچه تن « 4 » را غذا و صحّت و مرض هست ، روح را هم هست ، و « 5 »
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ
هامش
( 1 ) .G: عبادة . ( 2 ) .E: + جان ،G: به ميان . ( 3 ) .AB: و لكن واصلون ،E: و لكن ارباب الوصول . ( 4 ) .E: بدن . ( 5 ) .DEG: - و .