مىباريد « 1 » و مردم از آن فرامىگرفتند ، بعضى بيشتر و بعضى كمتر . ناگاه ريسمانى ديدم كه از زمين به آسمان پيوسته بود و « 2 » تو آن ريسمان گرفتى و بالا رفتى . پس مردى « 3 » دگر گرفت و بالا رفت . پس مردى دگر گرفت و بالا رفت . پس مردى دگر گرفت و ريسمان گسيخت و وصل كردند و بالا رفت . » ابو بكر « 4 » گفت : « يا رسول اللّه ، بگذار كه من تعبير اين خواب بگويم « 5 » . » حضرت فرمود : « بگو . » گفت : « ابر « 6 » اسلام است و روغن و عسل قرآن كه فيض بعضى ازو بيشترست و فيض بعضى كمتر ، و ريسمان حقّى است كه تو برانى ، تو آن را گرفتى و خدا ترا بالا برد . پس بعد از تو مردى دگر بگيرد و بالا رود . پس مردى دگر بگيرد و بالا رود . پس مردى دگر بگيرد و منقطع شود و وصل كنند و بالا رود . يا رسول اللّه ، بفرما كه تعبير من صوابست يا خطا . » فرمود « 7 » : « أصبت بعضا و أخطأت بعضا . » پس ابو بكر سوگند داد كه بيان فرما « 8 » كه خطاى من در چه چيزست . نبى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود « 9 » : « لا تقسم . » « 10 »
و هركه پيغمبر را به صورتى كه در دنيا بوده بيند ، پيغمبر را « 11 » ديده و شيطان به آن صورت ظاهر نمىتواند شد . و ترمذى از ابن مسعود روايت كند كه مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، فرمود : « من رآنى فى المنام ، فقد رآنى ؛ فإنّ الشّيطان لا يتمثّل بى . » « 12 » ليكن « 13 » به صورت خدا ظاهر مىشود ؛ براى آنكه پيغمبر مظهر اسم هادى است و شيطان مظهر اسم مضلّ « 14 » ، و خدا ربّ مهتدين و ضالّين است . و هركه صورتى بيند مخالف صورت مذكوره از جميع وجوه يا مطابق آن صورت از وجهى و مخالف از وجهى و جازم باشد كه اين پيغمبرست يا به او بگويند « 15 » كه اين پيغمبرست ، در حقيقت نه پيغمبر را ديده ، بلكه صورت نسبت خود بشرع مطهّر « 16 » ديده . و تصوّر نكنى كه « 17 » تعبير مخصوص صورت
هامش
( 1 ) .CG: ازو مىباريد .
( 2 ) .E: - و .
( 3 ) .D: مرد .
( 4 ) .D: + رضى اللّه عنه .
( 5 ) .F: كنم .
( 6 ) .C: اين .
( 7 ) .AD: + كه .
( 8 ) .CG: كه بفرما .
( 9 ) .C: + كه .
( 10 ) . بخارى : 6524 ؛ مسلم : 4214 ؛ ترمذى : 2217 ؛ أبى داود : 2845 ؛ ابن ماجة : 3908 ؛ أحمد : 2009 ؛ دارمى : 2062 .
( 11 ) .F: - بيند پيغمبر را .
( 12 ) . ترمذى : 2202 .
( 13 ) .A: لكن .
( 14 ) .E: + است .
( 15 ) .A: گويند .
( 16 ) .CG: پيغمبر .
( 17 ) .D: تصور يكى كه .