شرح
( 283 ) . خلق ملكهاى است كه منشأ صدور افعال از نفس ، به سهولت و آسانى بدون فكر و رؤيت و تكلّف است . لازم به ذكر است كه صفات نفسانى مانند غضب ، حلم كه غير راسخ در نفس است خلق نيست . و نيز گفتهاند كه لفظ خلق عبارت است از هيئتى كه در نفس راسخ است و به سهولت مبدأ صدور افعال خير يا شرّ گردد و مبادى افعال شرّ را اخلاق سيّئه خوانند . ( فرهنگ اصطلاحات عرفانى ، ص 358 ) .
( 284 ) . جامى اين سخن را به نقل شيخ ابو سعيد كلام جنيد بغدادى دانسته كه گويد : « التصوّف هو الخلق ، من زاد عليك بالخلق زاد عليك بالتصوّف » . نفحات الأنس / 316 .
قشيرى نيز همين عبارت را به نقل از سلمى ، كلام ابو بكر كتّانى مىداند ( شرح كاشانى ، ص 236 ) .
( 285 ) . صفح : روى گردانيدن ( از منتهى الارب ) .
( 286 ) . معنى حديث : خداى تعالى از چهار چيز كه 1 - آفرينش 2 - سرشت آدميان . 3 - ارزاق 4 - موعد مرگ باشد پرداخته است يعنى پيش از به فعليّت رسيدن هريك ، پيشاپيش مقدار هريك معين و مقدّر گشته است . كنز العمال 1 / 108 . الجامع الصغير 2 / 75 .
( 287 ) . اقدار جمع قدر محرّكه . فرمان و حكم و اندازه كردهء خداى بر بنده از حكم و اندازهء چيزى .
( از منتهى الارب ) .
( 288 ) . سبعيّت : درّندگى .
( 289 ) . مواسا : مواسات ، آسايش و راحت و نيكخواهى و خيرانديشى و نيكويى و احسان و غمخوارى و شفقت و مهربانى ( از ناظم الأطبّاء ) .
( 290 ) . اين حديث در كنز العمّال به صورت ذيل روايت شده است : « المؤمنون هيّنون ليّنون ، إن قيد انقاد و إن انيخ على صخرة استناخ » . و نيز به صورت : « المؤمن هيّن ليّن ، حتى تخاله من اللّين أحمق » ( كنز العمّال 1 / 143 ) .
( 291 ) . دعوى كردن در اينجا به معناى ادعا كردن است . مقصود اين است كه قاضى شخصى را واداشت كه ادعاى مالكيت خانهء ابو سعيد را بنمايد .
( 292 ) . مكابره : معارضه و منازعه و مجادله و ستيزه ( ناظم الأطبّاء ) .
( 293 ) . معنى مصراع : « به مانند زنان كه منافقانه رنگها به صورت خود مالند و جمالى غير