و الدّرجات ،
و از عيون درجات ترقّى در اسما و صفات و علوّ مراتب .
في حصن « 1 » الجمع .
يعنى سالك از عيونى كه بينندهء احوال و شواهد و درجات است ، در حصن حصين و پناه متين حضرت جمع غايب است .
فصل
صورت غيبت در « بدايات » غيبت « 2 » از رسوم و « 3 » عادات است . و در « ابواب » از تمتّعات دنيوى و لذّات جسمانى . و در « معاملات » از خلق و افعال خلق . و در « اخلاق » از نفس و دواعى و هواهاى وى . و در « اصول » از قصد سواى « 4 » مقصود . و در « اوديه » غيبت « 5 » از ظلمات نفس ، و استغراق در نور قدس . و در « احوال » از هرچه حجاب محبوب و سواى مطلوب بود . و در « ولايات » از رسوم « 6 » علم به قوّت نور كشف . و در « حقايق » از اكوان امكان به شهود عيان . « 7 » و در « نهايات » غيبت از غيبت ؛ از جهت فناى اثنينيّت در وحدت حضرت احديّت . « 8 »
باب التّمكّن
قال اللّه تعالى :
وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
« 9 »
يعنى استخفاف و سبك داشت نكنند راى و « 10 » فكر تو را ، آنان كه نور يقين پرتو بر دل ايشان نينداخته ؛ زيرا كه تو « 11 » را غايت استقرار « 12 » و قوّت تمكّن است . وجه استشهاد آن
هامش
( 1 ) . ج و ع : حضره . ك : حصن ( قياسا ) .
( 2 ) . ج : - غيبت .
( 3 ) . ج : - و .
( 4 ) . ع : سوى .
( 5 ) . ع : - غيبت .
( 6 ) . ج : سوم .
( 7 ) . ع : - عيان .
( 8 ) . ج : - احديّت .
( 9 ) . الروم / 60 .
( 10 ) . ع : آراى و افكار .
( 11 ) . ع : - تو را .
( 12 ) . ج : استقرار .