اين طريق ميسّر نيست ، و ركوب أهوال و تحمّل مشاقّ ، موقوف بر كمال يقين است ؛ و يقين غايت و آخر درجات عوام است ؛ و بعضى گفتهاند : اوّل قدم ارباب خصوص است ، و بههرحال شروع در مقامات ارباب خصوص بىيقين « 1 » صورت نمىبندد .
و هو على ثلاث درجات :
و يقين بر سه درجه است :
الدرجة الأولى : علم اليقين ؛
درجهء اوّل ، علم اليقين است .
و هو قبول ما ظهر من الحقّ ،
و علم اليقين عبارت از قبول كردن و باور داشتن آن چيزهايى « 2 » است كه ظاهر شده است از حق تعالى به إعلام انبيا و إخبار رسل عليه السّلام « 3 » كه نبوّت و رسالت ايشان به معجزات ظاهره و « 4 » آيات و آثار باهره ثابت شده ، و يقين شده كه اين جمله حق است و از حق است ؛ چون احكام ايمان و اسلام و شرايع .
و قبول ما غاب للحقّ ،
و قبول كردن و باور داشتن آنچه غايب است از امور آخرت و حشر و نشر و حساب و كتاب و بهشت و دوزخ و نجات و عذاب و غير آن ، كه اثبات آن نيز به إخبار انبيا و رسل است عليهم السّلام « 5 » اين جمله قبول « 6 » كردن از براى حق تعالى [ است ] يا خود از براى ثبوت حقيقت آن .
و « 7 » الوقوف على ما قام « 8 » بالحقّ « 9 » .
و وقوف يافتن و مطلع شدن بر آنچه قايم به حق است از صفات « 10 » و افعالى كه آثار آن در مكوّنات ظاهر و لايح است ، و قيام ساير مكوّنات به آن است ؛ كه اين وقوف و اطلاع
هامش
( 1 ) . ع : به .
( 2 ) . ع : چيزهاست .
( 3 ) . ع : ع .
( 4 ) . ع : - و آيات .
( 5 ) . ع : ع .
( 6 ) . ج : - قبول .
( 7 ) . لوقوف .
( 8 ) . ج : قائيم .
( 9 ) . ج : با الحق .
( 10 ) . ج : + و .