سيم ، آنكه حق تعالى از همه چيزها به طاعت و فرمانبردارى سزاوارتر باشد ، تا رضا به پروردگارى و ربوبيّت وى درست و معتبر باشد .
و الدّرجة الثّانية : الرّضا « 1 » عن اللّه تعالى ؛
درجهء دوم ، رضا است از حق تعالى به هرچه از حق بر بنده واقع شود - از نعمت و عطا و محنت و بلا - به همه راضى باشد ، و در باطن وى هيچ اضطراب و جزع نبود .
و بهذا الرّضا « 2 » نطقت آيات التّنزيل . « 3 »
و در اين رضا ناطق گشته آيات كلام اللّه و اين درجه را مدح و ثنا گفته .
و هو الرّضا « 4 » عنه فى كلّ ما قضى و قدّر ؛
و اين رضا و « 5 » خوشنودى است از حق در جميع مواقع « 6 » قضا و قدر .
و هذا من أوائل مسالك أهل الخصوص ،
و اين رضا است كه از مبادى فنا و اوايل مسالك خواص است ، چنان كه گفته شد پيش از اين .
و يصحّ بثلاثة شرائط :
و اين درجه نيز به سه شرط تصحيح مىيابد :
باستواء الحالات عند العبد ،
يكى ، آنكه برابر باشد نزديك بنده جميع احوال ؛ يعنى بلا و نعمت ، « 7 » و رجا و شدّت و مطلوب و مكروه همه پيش وى برابر بود ؛ از آن جهت كه ارادت وى در ارادت حق فانى شده است ، جز آن نخواهد كه حقّ خواهد .
و بسقوط الخصومة مع الخلق ،
دوم ، به سقوط و انقطاع « 8 » خصومت وى با خلق . چون همه را مسخّر احكام ازل داند و
هامش
( 1 ) . ع : الرضاء .
( 2 ) . ع : الرضاء .
( 3 ) . ج : تنزيل .
( 4 ) . ع : الرضاء .
( 5 ) . ج : - و .
( 6 ) . ع : - مواقع .
( 7 ) . ج : - و نعمت .
( 8 ) . ج : انقطاط .