سكون عقل تا به نور قدس ، بصيرت 187 گردد . و در « احوال « 1 » » سكون سرّ به محبوب و انجذاب به مطلوب . و در « ولايات » سكون روح به انجذاب از تلوّن « 2 » به تمكّن . و در « حقايق » استقرار در اتصال به استمرار شهود . و در « نهايات » سكون با حق و قرار به فناى رسوم .
باب الزهد
قال اللّه تعالى :
بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 3 »
يعنى بقيهاى كه از استيفاى كيل و وزن بماند شما را بهتر « 4 » اگر هستيد شما گرويدگان . « 5 »
و از اينجا اشارت مىشود به آنكه باقى مر شما را بهتر از فانى ، پس فانى را به « 6 » اميد باقى بمانيد . « 7 » « 8 » و زهد همين « 9 » است .
الزّهد إسقاط الرّغبة عن الشّيء بالكلّيّة ؛
زهد ، ساقط گردانيدن رغبت است از چيزى بر وجه كلّى كه به هيچ نوع مايل آن نباشد . « و عن الشيء » جار و « 10 » مجرور ، راجع به « اسقاط » بود نه به « رغبت » و الّا معنى « 11 » منعكس بود .
و هو للعامّة قربة ،
و اين زهد عوام را تقرّب است به حق و ثواب و جزا ؛ چه عوام به تعلّقات دنيا مبتلااند و ترك آن سبب قرب است به درگاه حق . و چون همت انسان مايل جنّت است ، ثواب و جزا نيز ملحوظ ايشان است . و الّا لفظ « 12 » « قربت » « 13 » دلالت صريح « 14 » بر جزا و ثواب جنّت « 15 » ندارد چنان كه « 16 » بعضى تصريح كردهاند .
و للمريد ضرورة ،
هامش
( 1 ) . ج : احول .
( 2 ) . ع : تلوين .
( 3 ) . هود / 86 .
( 4 ) . ج : + كه .
( 5 ) . ج : گرويذكان .
( 6 ) . ع : بر اميد .
( 7 ) . ع : ما نشد .
( 8 ) . بمانيد - در معناى متعدى آن است يعنى رها كنيد ، واگذاريد .
( 9 ) . در نسخه ج به صورت ( هم اين است ) ثبت شده كه در حاشيه بدل آن به صورت ( همين است ) آمده است .
( 10 ) . ع : - و .
( 11 ) . ع : بمعنى .
( 12 ) . ج : نفظ .
( 13 ) . ج : قريب .
( 14 ) . ع : صحيح .
( 15 ) . ج : حمت ؛ حاشيه ج : جنّت .
( 16 ) . ج : چنانچه .