تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢
نتوان خواند ، چه آن لا شىء است و لا شىء پايه نباشد . اللّه سبحانه بندهء خويش امير شيخ محمد را از آنان گرداند كه از سجّين به علّيين برآيد ، اگرچه نام او اينجا بردن ، زياده تقريبى نداشت ، اما در اين هنگام ، اين دعا دربارهء او به خاطر آمد ، به ادا رسانيد و طمع اجابت دارد ، چه او در ذات خود بنده‌اى نيكو است ، خدايش از بدان نگاه داراد ، و ابناى دنيا و اطوار ابناى دنيا چنان او را فراموش باد كه هرگز از ايشان و اطوار ايشان يادش نيايد و هرچند نادانان از اين باب به وى گويند او به دانايى خود از هذيانات ايشان در مخوراد ، خدايا اين دعا اجابت فرماى . انّك بالجود على العالمين منّان ، و السّلام على امير الاخوان و الاخوان و الشّيخ كريم الدّين . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 281 - [ انديشه را در محقّرات صرف مكن تا حقير نشوى ]

من عبد اللّه قطب الى الاخوان الالهيّين ( اما بعد ) . سوزشى دارم ، در عين لذّت و اضطرابى ، در عين آرام و آنچه مردمان مىدانند نمىدانم و آنچه من مىدانم اغلب ( مردمان ) نمىدانند ، عالم را بركنده مىبينم و مرغ فكر را پركنده و هيبت بر هيبت است كه فرود مىآيد و آواز ارّه‌اى مىشنوم كه بيخ درخت اين جهان مىبرد و زودا كه آسمان به زمين مىافتد و كوه‌ها بر يكديگر مىآيد و زمين بر خود مىلرزد و جن و انس بهم مىآميزند . هان فرزند آدم ! آماده آن روز باش كه روزى عظيم است ، هان اى فرزند آدم ! نيايد آن روز جز بغتة ، اى فرزند آدم ! حوصله‌اى پيدا كن فراخور آن روز تا آن روز لگدكوب نگردى ، انديشه را در محقّرات صرف مكن تا حقير نشوى و « ما المحقّر الّا الدّنيا بحذافيرها » و السّلام . * * *