پرش به محتوای اصلی

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحه 653

پدیدآورندگان:

ص۶۵۳
سبع » طى شود براى ظهور قيام قيامت و هرآينه پرده‌هاى هفتگانهء دل نيز بر درد ، چون سرّ او گويا نشده و حرارت محبت الهى در وى جنبش نكرده ، گنگ جاويد باشد و در زمهرير تعطيل افتد . اى برادر ! سرّ دل متّسع خداى است ، عزّ و جلّ به حكم « ما وسعنى ارضى و لا سمائى - الحديث » و تو دانى كه غير خدا را مجال نباشد كه در منزلگاه جلال خداى نزول كند ، اگر به خداى آبادان نباشد ، خراب مطلق باشد و جز خداى عامرى آن را نتواند بود
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
. « 1 » اى برادر ! از پرده‌هاى هفتگانهء دل درگذر و بدن خاكى را به قفا افكن ، هم از دايرهء صغرى كه آن را عالم صغير گويند و هم از دايرهء كبرى كه آن را عالم كبير گويند .
يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا
« 2 » كه صرصر قهرى وزيدن خواهد گرفت كه خيام سماوات را بركند و بساط ارض را برچيند و هر كس را كه مستقرّ در وجه ارض و تحت سما باشد و اخلاد به سوى ارض كرده باشد ، به هاويهء بوار افكند ، درياب خود را و از اقطار سماوات و ارض بيرون رو پيش از آنكه اين صرصر وزيدن گيرد ، صرصرى كه بر قوم عاد وزيد نمودارى بود از آن صرصر ، ديدى كه با ايشان چه كرد ؟ ! درياب خود را ، و تو دانى كه به خود از اقطار سماوات و ارض بيرون نتوان رفت ، « لا تنفذون الّا بسلطان » آن سلطان كه به معونت او از اقطار سماوات و ارض بيرون توان رفت و به جناح همّت او اين مسافت بعيده ( را ) قطع توان كرد ، به دست آر و دست از دامن او مدار تا اين كار سمت تيسير پذيرد
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
« 3 » و على الاخ
پاورقی
( 1 ) . سوره حشر ، آيه 2 « پس اى ديده‌وران عبرت گيريد » . ( 2 ) . سوره رحمن ، آيه 33 « اى گروه جنيان و انسيان اگر مىتوانيد از كرانه‌هاى آسمان‌ها و زمين به بيرون رخنه كنيد پس رخنه كنيد » . ( 3 ) . سوره طه ، آيه 47 « و بر هركس كه از هدايت پيروى كند درود باد » .