تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
مشرق كنند ، يهود به بيت المقدّس ، مسلمانان به كعبه ؛ قوله : فاستبقوا الخيرات يعنى پر در امر قبله مپيچيد كه امر آن هيّن است و هر طايفه‌اى را خدا قبله‌اى داده كار مسابقت در خيرات دارد ، در آن كوشيد كه هركس در آن پيش افتاد پيش است ( قبله هر طرف كه خواهد گو مىباش ) ، چنانچه در جاى ديگر فرمود
لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ .
« 1 » الآية و مقصود از اين ردّ اهل كتاب است كه در آن پيچيده بودند كه چرا رسول اللّه روى به بيت المقدّس مىكرد بعد از آن ترك كرد و رو به كعبه فرمود و قبلهء امم سابقه را ترك كرد . اما مسئله جبر و قدر در اجوبهء اسئله اربعهء شمسيه ان شاء اللّه مبيّن گشته ، ارسال خواهد شد . اما استفسارى كه در باب جواب سلام جماعت كرده بود ، اگر جماعت من حيث انّهم جماعة ، سلام كنند ، يك جواب از كلّ كافى است و تعاقب قليل زيان ندارد ، مادام كه عرفا سلام به آن از آن بيرون نرود كه سلام الجماعة است و اگر هر يك به زعم انفراد و طمع جوابى على حده سلام كنند بىمدخل با يكديگر ، هر يك به حال خود ، آن هنگام هر يك جواب على حده بايد داد ، اگرچه اتفاقا سلام ايشان معا واقع شود و مقصود از جواب سلام ، اكرام و اقبال است و عرفا معلوم است كه كجا يك اقبال بر كلّ كافى است و كجا اقبالات متعدده مىبايد ، غرض خاطرجويى است ، چنانچه حرجى نماند . مكاتيب حضرات را تمام جواب نوشته ، اوّلا خود همه را مطالعه كند مكرر تا بر
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 177 « نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [ يا ] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [ آسمانى ] و پيامبران ايمان آورد و مال [ خود ] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‌ماندگان و گدايان و در [ راه آزاد كردن ] بندگان بدهد و نماز را بر پاى دارد و زكات بدهد » .