تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
« 1 » « اللّهمّ لا تكلنى الى نفسى طرفة عين فاهلك ، و لا الى احد من خلقك فاضيع ، اكلانى كلاءة الوليد و لا تخل عنّى و تولنى بما يتولى به عبادك الصالحين » . فصل : سابقا در امور تدبيرى و قيامى بود ، اين زمان آن را در خود نمىيابم ، چنانچه گاه از اين جهت نفس را ترسى پيدا مىشود ، براى آنكه پيشتر به خود تمسّك و اعتصامى داشت ، اكنون آن را احساس نمىكند . هراس و ترس بر او مىنشيند و بر خود از ضعيفان مىترسد ، مگر قوّهء خداى عزّ و جلّ ، چون آن قوّه بازستده به قوهء خويش آن را جبر [ ان ] فرمايد .
نى همه زهد مسلّم مىخرند * هيچ در درگاه او هم مىخرند
از جانب شيئيّت راهى نمانده مگر از جانب لا شيئيّت راهى بگشايد و كارى بشود .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
« 2 » « و اللّه المستعان لا ربّ سواه » . ( فصل : چه دولت‌ها كه براى امير محبّ الدّين محمد آماده مىكنند ؛ بيم آن بود كه آتشى در او زبانه زند كه خانه بسوزد ، چنانچه ترس بر ما نشست ، گفتند : مترس كه افروخته مىشود . امّا ، تا دم در آن ندمى بالا نمىگيرد ، اختيار به دست است ، نصيب امير صفى الدّين محمّد آنچه مانده بود و نصيب او هر دو به او بازگشت . ) اى برادر ! آن دم كه خداى عزّ و جلّ قسمت نصيب‌ها مىكند عجب دمى است ، ساكنان سماوات و ارضين را دل در بر طپيدن مىگيرد كه آيا نصيبشان چه بيرون مىآيد « سبحان الملك القدّوس ذى العزّ و الجبروت و الملك و الملكوت » . ( فصل ) : معنى آيه
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها
« 3 » پرسيده بود ، مقصود از وجهة در اين آيه قبله است ، يعنى هر امتى را قبله‌اى است كه در نماز روى به آن كنند ، نصارى رو به
هامش
( 1 ) . سوره غافر ، آيه 44 « و كارم را به خدا مىسپارم ، خداست كه به [ حال ] بندگان [ خود ] بيناست » . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 67 « فرمان جز براى خدا نيست ، بر او توكل كردم و توكل‌كنندگان بايد بر او توكل كنند » . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 148 « و براى هر كسى قبله‌اى است كه وى روى خود را به آن [ سوى ] مىگرداند » .