خويش مگرداناد ، و دانم كه آن دم همهء اين غمها و انديشهها فراموش كنيم ، چنانچه در خبر آمده كه كسى را كه بدحالتر از او در دنيا نبوده باشد بياوريد و او را در بهشت غمسهاى دهند ، بعد از آن با وى گويند آيا هيچ سختى بر تو گذشته روزى ؟ گويد : نه ، چنانچه در عكس اين ، يكى را كه از او خوشحالتر نبوده باشد در دنيا ، بياورند و او را در دوزخ فروبرند ، بعد از آن با وى گويند : آيا هيچ خوشى ديدهاى روزى ؟ گويد : نه .
اى برادر اعزّ ! اگر خداى عزّ و جلّ ما را از اهل بهشت نوشته ، اين زحمتها پرقصهاى نيست ، كسى را كه چنان خوشى در پى است اين ناخوشى در حال وى چه نمايد ؟ و دگر معاذ اللّه غير آن است كسى را كه چنان عذاب و سختى بر او نهادهاند اين سختىها نيز بر سر آن ، مار گزيده را از گزيدن پشه چه احتراز ، پس على اىّ حال ناخوشى دنيا سهل است ؛ خداى عزّ و جلّ بر آن صبر و قوّت بخشاد و به رحمت خويش آن را به عافيت مبدّل گرداناد ( و خداى عزّ و جلّ از حضرت مخدوم حقيقى امير فاضل الدّين محمد خشنود باد ، و طاعات و قربات وى را متقبّل داراد ، و راهى كه سلوك آن بر بندگان شايستهء خويش آسان گردانيده بر او آسان گرداناد ) .
اما بعد ، ( چون مولانا ابو يزيد زاد اللّه توفيقه روانه بود ، نخواست كه صحبت او خالى گذارد ، اين دو حرف نوشت : ) محنت روزگار آخر سرآيد و دوستان دار جوار ربّ غفور از ديدار يكديگر برخوردارىها يابند ، چنانچه گويى هرگز اين زحمتها نديدهاند و نكشيده ، اينكان نزديك است و تا چشم برهم نزدهايد رسيدهايم و السّلام .
حضرت مخدومى محيى شيخ محمّدى ، اگر گاهى به مطالعهء كيميا يا مثنوى اشتغال فرمايند مناسب است ؛ نمىدانم كه همهء اينها آنجا هست يا نه ، از امير غياث الدّين معلوم شد كه مثنوى ندارند ، مثنوى فرستاده ، اگرچه بسيار مصحّح نيست ، لكن غالب مثنوىها چنين مىباشد و شايد كه آنجا تصحيح آن ميسّر باشد ؛ كيميا اعلام كنند كه هست يا نه . اشتغال به درس قرآن هر روز قدرى نيز بايد كه فرمايند ؛ و السّلام .
* * *
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 626
مساهمون: عبد الله قطب بن محيى
ص٦٢٦