تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

مكتوب 260 - [ معنى آيه : و لكلّ وجهة هو مولّيها ]

برادر اعزّ شيخ كريم الدين محمد از تأييد خالى مباد ( اما بعد ) خداى عزّ و جلّ توانا است كه هر غم و اندوه بردارد ، بلكه قيامت را حالى قايم كند تا درخت اين جهان كه غم و شادى ثمرهء آن است از بيخ و بن بركنده شود ؛ لكن خداى را عزّ و جلّ در هر چيزى حكمتى است . از جمله حكمت آنكه مؤمنان در ازاله غم از يكديگر كوشش كنند تا خداوند به ايشان به فرشتگان مباهات فرمايد و گويد ايثار و جوانمردى مشتى ضعيف بدنان قوىهمّتان مرا نگاه كنيد و چون يك بار خداى عزّ و جلّ اين كلمه بگويد ، هزار سال راه پايهء ايشان از سماوات برتر شود ، خدايا كه ما نميريم تا يك بار تو اين كلمه درباره ( ما بگويى ) و چون اين كلمه دربارهء ما گفتى ، آن‌گاه اگر خواهيمان بزيان و اگر خواهى بميران كه ما به مراد خويش رسيديم . و بايد كه شيخ كريم الدّين بداند كه هركس كه خداى را عزّ و جلّ نشناخت و پيوند و قربت با حضرت او پيدا نكرد و در راه او از دو كون دست نيفشاند ، مغبون و محروم است ، دانى كه صوفيه در سماع دست ( كه ) افشانند از چه افشانند ؟ از دو كون ، اى برادر اعزّ ! محبت خداى عزّ و جلّ چنان تيز مىآيد كه سقف گردون را بيم است كه بشكافد ، چه مىگويى ؟ هيچ مىدانى كه در چه محل افتاده‌ايم ؟ اينكان ( نيكو ) بنگر . و السّلام عليك و رحمة اللّه . ( فصل : ديروز اصحاب مبالغه داشتندى كه به ديدن فلان مىبايد رفت ، بارى قبول كرديم كه امروز صباح برويم و او را ببينيم ، دوش به خواب مىديدم كه از ديدن او منع كردند و گفتند حاجت نيست ، مقصود از ديدن مردمان اين است كه آدمى را در دنيا معيشت بگذرد ، خداى عزّ و جلّ تكفّل فرموده كه معيشت تو راست شود بىآنكه تو اقامت رسوم بنمايى « الحمد للّه و على نعمه » چون چنين بود امروز نرفتم
وَ أُفَوِّضُ