امّتى » و مىگويند اوليا را اين اخلاق نبوده .
سبحان اللّه جهل و نادانى و تقليد مردم را چه سرگردان و حيران و گمراه مىكند و اين است سزاى آنكس كه اعلى از خود را به ميزان خود سنجد ، اوّلا خود مىخواستم كه اشارتى كنم به آنكه سبب چيست كه نوافل عبادات و خارق عادات از صحابه كمتر بوده كه از متأخران ، تا شخص بداند كه آن نشانهء فضل ايشان است بر متأخرين و او چون معكوس است معكوس ديده و آن را امارت فضل متأخرين ساخته بر ايشان و همچنين سبب آن مناقشات و منافسات كه در ملك و مال و غيره ميان ايشان بوده ، بيان كنم تا روشن شود كه آن به آنكه جهت افضليّت ايشان باشد از متأخرين احقّ است كه جهت مفضوليّت .
اكنون كه سخن به متشابهات احوال انبيا كشيد ، واجب شد كه مبادرت نموده شود به شرح آنكه مبادا در اوهام بعضى نادانان خزازتى از آن بماند ، ليكن مجال تنگ آمده ، در اين صحبت ميسر زياده از اين اطاله نيست ، ان شاء اللّه در ديگر صحبتها به بعضى از آنها اشارت كرده شود و به حمد اللّه از فطنت و فطرت شما خود امن حاصل است كه مجملا بل مفصّلا چنين شبهه شما را منحل است .
آغاز سخن در شرح اشتياق نهاد كه چنانچه عادت مكاتيب است نويسد ، سخن به بيرون كشيد ، اما بىتكلّف ، كه خاطر از محبت و اشتياق پر است توقع ( آن است ) كه مخلصان را به دعا مدد فرمايند و از گوشهء خاطر شريف دور ندارند و ابواب مراسله و مكاتبه و اعلام سلامتى احوال خود و مخدومزادهها « بلّغهم اللّه مبلغ الرّجال الكاملين » مفتوح دارند پيوسته .
و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته من الفقير المخلص الدّاعى قطب بن محيى تاب اللّه عليه فى يوم الثلاثاء ( 20 ) جمادى الثانية سنه 881 .
* * *
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى — صفحة 569
مساهمون: عبد الله قطب بن محيى
ص٥٦٩