خواسته وى را با نفس و شيطان مىگذارد كه وسوسه و ترغيب او به صحبت جوانان و اهل طبع و مردمان كه خداوند سبحانه طريقهء ايشان را دشمن مىدارد مىكند تا بوى ايشان مىگيرد و مزاج فطرتش فاسد و منحرف مىشود و از استنشاق روايح الطاف الهى محروم مىافتد « و ذلك هو الخسران المبين و الحرمان العظيم فالحذر الحذر » .
و آنچه حديث فطرت به ياد اين كس مىدهد و نور دل را قوّت مىبخشد ، مواظبت است بر فرائض و رواتب و اگر ميسر شود تهجّد « فهو نور على نور » و دوام وضو وصوم بعضى ايام و اگرچه از ماهى روزى يا از هفته روزى باشد و تلاوت قرآن هر روز قدرى ؛ كه اگر بر اين پنج شش چيز مواظبت فرمائيد ثمرهاى نيكو بدهد و اميد كه نور دل سر برزند ، آنگاه خود حاجت گفتن نيست .
آن كبوتر كه سرا آموخت است * تو مخوان مىرانش كو پر دوخت است
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » بنا بر صدق اخلاص كه نسبت به آن خانواده هست و سببى كه در اثناى سخن مذكور گشت كه اوايل شباب محل تمهيد اساس امر است « امّا خير او امّا غيره » . بدين چند كلمه عجالة الوقت مبادرت جست اعتماد بر حسن استعداد آن مخدومزاده ، و اللّه المستعان و لا حول و لا قوّة الّا به و هو حسبى و نعم الوكيل .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 238 - [ انّ لربّكم فى ايّام دهركم نفحات الا فتعرّضوا لها ]
نوازشى كه حضرت مخدوم حقيقى و ملاذ تحقيقى ، متّع اللّه المحبّين فى ظلاله و
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 22 « پس آيا كسى كه خدا سينهاش را براى [ پذيرش ] اسلام گشاده و [ در نتيجه ] برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مىباشد [ همانند فرد تاريكدل است ] پس واى بر آنان كه از سختدلى ياد خدا نمىكنند اينانند كه در گمراهى آشكارند » .