اجتماع بر عبادت و نصب اعلام ذكر و طاعت ، به اميد آنكه مگر ايشان آن فئه باشند و حديث « لا يزال طائفة من امّتى ظاهرين على الحقّ لا يضرّوهم من خالفهم » در شأن ايشان راست شود ، بايد كه يكدل و يكروى ، بىخوف و باك و بىتردد و تلعثم ، به اين هجرت مباركه ايستادگى نمايند
انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
« 1 » قيل : اى شبابا و شيوخا و قيل : اى نشاطا و غير نشاط و قيل : اى ركبانا و مشاة و قيل : اى اغنياء و فقراء و قيل : اى ذوى عيال و غير ذوى عيال و قيل : اى اصحّاء و مرضى و قيل : اى مسرعين و بعد الاستعداد و الصحيح انّهما شاملان لجميع ذلك » .
مقصود از آيهء كريمه اظهار عدم قبول اعذار است ، يعنى خروج به سوى راه خدا لازم است به همه حال ، نه شيخوخت مانع است و نه بىنشاطى و نه بىمركبى و نه فقر و نه وجود عيال و نه تقيّد به كارسازى و نه غير آن .
اى اخوان ! كارسازى تا چند در كار سازند ، كار خير چنان بايد كرد كه تا ابليس و جنود او را خبر مىشود و مستعدّ حرب مىشوند و در صدد منع درمىآيند ، اين كس از آن فارغ شده باشد كه بعد از آنكه ابليس جنود خود را مجنّد و لشكر خود را مسلّح ساخت ، معلوم نيست كه حال چون شود ، هان بشتابيد :
كار چون كردنى است بايد كرد * بيش تأخير هم نشايد كرد
هان آتشوار اين راه رويد كه ابليس از آتش است ، تا آتش نشويد جوابده آتش نتوان شد « اژدها شو چو اژدها ديدى » . او در كار خود گرم و شما در كار خود خنك ، چون خواهد بود ! ؟ شما نيز گرمرو و سركش و آتشوش شويد ، اما از آتش مؤمن تا آتش ابليس بس فرق است ، آتش مؤمن از دود صافى است ، هرآينه محض نور است
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 41 « سبكبار و گرانبار بسيج شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد ، اگر بدانيد اين براى شما بهتر است » .