حال تمامى زنان اهلبيت در كربلا اين چنين بود ، چرا كه آنان دژ مستحكم گروه مؤمنان بودند كه در ميدان خونين و كوبنده كربلا فرود آمده بود . مردان نيز چون مىدانستند كه در پشت سر آنها زنان ، مادران و خواهران و حتّى كودكانى هستند كه اهل مبارزهاند ، بلكه بالاتر و برتر از اين ، از برگشتن آنان راضى نيستند مگر اينكه به شهادت برسند ، بنابراين با دلهاى آرام و مؤمن حمله مىآوردند و با شوق مىجنگيدند و باور داشتند كه پشت سرشان خانوادهاى را جا گذاشتهاند كه از درد و رنج اسارت باكى ندارند و تلخى اين درد و رنج آنان را از راه حق و رسالت خويش منحرف نمىكند .
آرى ! اين حالت در اسلام فراگير است و منظور آن است كه هر انسانى نقش اوّليه خود را در دفاع از حريم رسالت و يارى مجاهدان ايفا كند و اين همان عاملى است كه موجب مىشود هر يك از افراد جامعهء اسلامى حركت خود را از اين اصل آغاز كند ؛ اصلى كه مكتبىها آن را نقطه پويش خويش قرار دادهاند . اين اصل مسبّب همان انديشه ، ارزشها ورويكردهاى اسلامى است كه هريك از جوانان مسلمان را از اين شهر به آن شهر مىكشاند ، اگرچه اين راه دشوارىهاى بسيارى در پيش روى آنان قرار دهد . . .
اين جهت گيريها ، ارزشها ، اصول و اوامر الهى است كه در همسر ، مادر و يا خواهر او روح انقلابى مىدمد ، او را به مقاومت و پايدارى در برابر مشكلات وامىدارد و او را بر مىانگيزد تا نقش اساسىترى را در راه خداى - تبارك و تعالى - ايفا كند .
امروز ما بايد بدانيم كه دشمن توانسته است اين امتياز مهمّ انسانها
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 37
مساهمون: آژير
ص٣٧