و رفاهطلبى افتاده و اينجاست كه براى او مهم نيست ، شوهر از چه راهى پول اين نيازهاى دروغين او را بياورد .
متأسّفانه اين پديده امروزه در ميان برادران مكتبى نيز رواج دارد ، در گذشته فكر و انديشه آنان اين بود كه چگونه طرحهاى جهادى را انجام دهند ، ولى امروز ، تمام انديشه بعضيها اين است كه چگونه با زنانشان به تفريح و گردش بروند ، يا چگونه به ميل و رغبت زنانشان پاسخ گويند و وسايل رفاه و آسايش آنها را فراهم آورند .
زنى كه انواع فشارها را به شوهر خود وارد مىكند بايد فكر كند كه مرد نيرو و طاقت محدودى دارد كه نمىتواند هميشه درپى خواستههاى خيالى او باشد و نيز بايد درك كند مرد نمىتواند مسؤوليّتهاى مكتبى و كارهاى خانه را به طور كامل جمع كند ، بلكه زندگى مشكلات زيادى بر سر راه او قرار مىدهد بويژه نسبت به مجاهدان و مهاجران - كه مىخواهند مسير جهادى خود را توسعه دهند و از جان مايه بگذارند - .
بنابراين اگر زن بخواهد به همسرش كه در راه خدا كار مىكند كمك كند ، بايد شيوه زندگى زاهدانه و ميانه را برگزيند ، تا فشارهاى معيشتى زندگى را از دوش شوهر بردارد . زن آنگاه زاهد به شمار مىرود كه بداند چگونه خانه را اداره كند و امور زندگى را بچرخاند ، بگونهاى كه لازم نباشد مرد به تنهايى اين بار را بر دوش بكشد ، امّا اگر عكس اين را انجام بدهد ، هرگز زن زاهد و پرهيزكارى نخواهد بود .
بر ما پوشيده نيست ؛ زنانى كه بر ناز ، عشوه و خوشگذرانى تمايل زياد دارند ، مردان خود را از شركت در سازندگى كشور اسلامى باز مىدارند و چشم اندازهاى آينده را از آنان مىگيرند .
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 39
مساهمون: آژير
ص٣٩