و حركتهاى مكتبى را كشف كند . بنابراين استعمار قدرت ملّتها را به صورت تجزيه شده و از طريق گروههاى مختلف براى پشتيبانى از قدرت شيطانى خود به كار مىگيرد كه يكى از اين گروهها زنان هستند . به همين سبب نظامها و حكومتهاى مزدور كه مخالف بيدارى اسلامى مىباشند به بسيج نيروهاى زنان تكيه مىكنند و اين نيروها را در مسيرهايى به كار مىگيرند كه به هيچ وجه خدمتى به مكتب اسلام نمىكند . از همين موارد است اقداماتى از قبيل تشكيل اتّحاديه زنان كه در حقيقت كانونى پر از انواع مفاسد اجتماعى است و زنانى را گرد آورده است كه هيچ پيوندى با مسائل الهى ندارند .
پس از تثبيت اين عمل و بسيج نيروها ، گروه زيادى از زنان مسلمان نيز خواسته و ناخواسته دراين اتحاديهها وارد شدند و برخى به گونهاى شدند كه از نظامهاى جاهلى دفاع مىكنند و باطل را استحكام مىبخشند . . .
و تمام اينها بدين سبب است كه آنان كه از افكار اصيل الهى دور بودهاند ، زمام امور را به دست گرفتهاند و موقعيّت خود را تثبيت كردهاند . . . ، ولى مسلمانان به عقب برگشته ، تنبلى كرده و سرجاى خود نشستهاند ، و سعى كردهاند به زن بباورانند كه خانه بهترين جا براى اوست و او نيز به نوبهء خود به اين تصميم كه هيچ نقشى در آن نداشته ، تن داده است .
در نتيجه آن تلاشهايى كه حكومتها و نظامهاى مخالف با اسلام انجام دادهاند براى مشغول كردن زن به لهو و لعب و سوق دادن او به زمينههايى كه خداوند متعال براى او معيّن نكرده است ، زن از ادارهء امور خانه بازمانده و نتوانسته مسؤوليّت خود را كه حمايت از مرد در راه مكتبى خود است ، انجام دهد ، بلكه به دنبال امور پست و بىارزشى از قبيل تجمّلگرايى
آزادى و مسؤوليت زن (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: آژير
ص٣٨