3410 عليه و آله و سلّم . « 1 » و به مقتضاى
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى ،
« 2 » حجب اكوان ، از نظر شهود او برداشتن « 3 » و به زبان حقيقت ترجمان او « كه اوتيت جوامع الكلم » ؛ « 4 » كنايتى از احاطهء هدايت اوست ، از بدايت و نهايت اين سر ، خبر داده ، صداى « 5 » بشارت به گوش سرگشتگان « 6 » باديهء اشتياق « 7 » و سوختگان نايرهء فراق ، « 8 » كه در راه متابعت او از خويش و پيوند بريده و نقد هستى بهكلى درباخته ، رسانيدن ، و ايشان را « 9 » به حريم قرب و خلوتخانهء راز بار دادن . « 10 »
و صفتى « 11 » چند از محجوبان سراپردهء عزّت و سبب غفلت ، و زارى و افغان كردن « 12 » ارواح ناقصان در عالم غيب . « 13 » و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله و صحبه اجمعين الطيّبين الطاهرين . « 14 »
ابتداى نظم كتاب « 15 »
جمالى درآمد به بتخانه باز * كه تا راز گويد بدان سرو ناز
3420 كه يعنى درآمد به كوى نياز * كه تا بازگويد غم جانگداز
جمالى به بتخانه آمد دگر * كه تا پيش اصنام بندد كمر
كه در سر ندارد هواى « 16 » دگر * به جز عشق آن لعبت پردهدر
كه در پرده نتوان نمود آشكار * معانى آيات ديدار يار
هامش
( 1 ) . ل ، ج : ص ؛ س : عليه و سلم .
( 2 ) . النجم / 17 .
( 3 ) . ن ، ج ، س : شهود آن حضرت برداشتن .
( 4 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 73 ، ص 274 ؛ فرهنگ مأثورات ، ص 161 .
( 5 ) . اصل : صداى .
( 6 ) . م ، ن ، ج : به گوش سرگشتگان .
( 7 ) . ج ، س : باديهء فراق .
( 8 ) . م : نايرهء افتراق ؛ ج ، س : نايرهء اشتياق .
( 9 ) . س : بار دادن و ايشان را .
( 10 ) . م : بار دادن و جعلنا اللّه تعالى و اياكم منهم و لا حرمنا من نور هدايته و آثار عنايته ، بقيهء جمله را ندارد .
( 11 ) . م : وصيتى چند .
( 12 ) . ل ، ن ، ج : زارى كردن و افغان نمودن .
( 13 ) . س : و افغان نمودن ارواح با فغان به عالم غيب .
( 14 ) . ل : و صلى اللّه على محمد و آله و صحبه و سلم ؛ ن ، س : و صلى اللّه على محمد و آله و سلم . و صلى اللّه على حبيبه محمد و آله و سلم .
( 15 ) . اين عنوان تنها در « اصل » آمده است .
( 16 ) . م ، ل ، س : هوايى .