تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
در اوّل درآيد به قطب زمان * كه از لطف قطبَست خرّم جهان « 1 » چو سُلطان عالم كه قطب و وليست « 2 » * ازآن‌رو « 3 » كه عالم ازُو منجليست 2540 بداند كه هر نور جنسش كجاست * به آن‌كس سپارد كش او رهنماست « 4 » مگو قطب عالم نباشد ولى * و ليكن ندارد مقام على كه او شاه روحَست و جان و جسد * نگهدار وقت « 5 » و مرو در حسد تو حجّت مگير و نگهدار دل * كه آخر نگردى چو احمق خجل جهان همچو طفلند در نزد « 6 » پير « 7 » * ندانند طفلان به جز دق « 8 » شير « 9 » 2545 كه جز شير شيرين نخورده طَعام * از آن نور پاكند پيش از فطام « 10 » چو قوّت بگيرد به بيرون رود * به هر لحظه خلقش دگرگون شود به استاد كارش ببايد سپُرد * تو ديدى كه از زن « 11 » كسى راه برد ؟ زنان در صوامع بهل در لباس * اگر عقل دارى همىكن قياس زنان در صوامع بهل در نماز * درآ در « 12 » خرابات و بربطنواز 2550 كه من مست و شيدا و پرده درم « 13 » * چه گر بهر احمق به پرده درم چو آن نور مخفى كه دل‌شاد ازُوست * خرابات و ميخانه آباد ازُوست به بتخانه دارد نظر « 14 » روز و شب « 15 » * عجب ماند احمق ازين سِر عجب « 16 »

حكايت

يكى ماه‌رخسار سيمين‌عذار * كه حُسنش مبدّل شد از روزگار 2555 شد از جور ريش آن پرى خوار و زشت * چو آدم برون اوفتاد از بهشت
هامش
( 1 ) . س : قطبست جهان . ( 2 ) . قطب وليست . ( 3 ) . س : از انرا . ( 4 ) . س : كش رهنماست . ( 5 ) . م : رمز . ( 6 ) . ل ، ن ، ج : پيش . ( 7 ) . س ، ك : طفلند پير و جوان . ( 8 ) . م ، ل ، ن ، ج : ذوق . ( 9 ) . س ، ك : بجز ذوق جان . ( 10 ) . س : طعام . ( 11 ) . ك : كه از كان . ( 12 ) . ل : درآور . ( 13 ) . ل : به پرده درم . ( 14 ) . م ، ج ، س ، ك : وطن . ( 15 ) . ل ، مصراع اول :[ به غربت چو ديدى بلا و تعب ] .( 16 ) . س : ازين سرّ حق .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 245 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى