تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

حكايت

شنيدم كه وقتى يكى پير زال * ز دختر طلب كرد شروال آل « 1 » 2505 به دو گفت دختر كه اى گاو نوح * به رويت نه پيداست آثار روح بگو تا چه فكرت چنين كرد مست * مگر خواجه خنّاس « 2 » پيشت نشست ببايد نخستت تنى همچو گُل * و گر نى برين « 3 » تَن چه اطلَس چه جل « 4 » تو بر صوف و اطلس مكن اعتميد * برين نقش و صورت چه دارى اميد تو در حرف بنگر معانى ببين * چو گنجت عيان شد چو سلطان نشين 2510 چو نقدى ندارى برو زينهار * بزن دست در ذيل استاد « 5 » كار مگردان دمى ديده از روى او * فروبند گوش از دگر « 6 » گفت‌وگو كه گر چشمت از وى [ نگيرد ] « 7 » نظر * نيايد ازين سِر به گوشت خبر « 8 » بمانى « 9 » پس آنگه چو آن پير زال « 10 » * نبينى به خود در به جز قيل و قال تو تا درنيايى « 11 » به بازار درد * كجا راه يا بى درين باغ و ورد « 12 » 2515 هر آن كو ز عشقت « 13 » چو من شد خراب * نسوزد در آتش نميرد در آب كه اين آب و آتش بسى ديده‌ام * خليلانه اين گل بسى چيده‌ام چو يوسف به چاه و چو يونس در آب « 14 » * نكردم ز جور حبيب اضطراب كه اندر زمستان بديدم بهار * هويداست آخر در آغاز كار اگر قهر و لطفش نباشد به هم * چه دانى تو تفصيل « 15 » اين « 16 » بيش‌وكم 2520 تو چشم حقيقت بر آن نور دار * كه اسود نگردى درين دود « 17 » و نار
هامش
( 1 ) . ل ، ك : شلوار آل . ( 2 ) . ل : كناس . ( 3 ) . ج : و گر برين . ( 4 ) . س : مل . ( 5 ) . س : اوستاد . ( 6 ) . م : بند گوشت ز هر . ( 7 ) . اصل : بگيرد ؛ م : نيابد . ( 8 ) . م ، مصراع دوم :[ و زين سر نيايد به گوشت خبر ] ؛ج ، س ، ك ، مصراع دوم : [ نيايد ( س : نيابد ) به گوشت از اين سر خبر ] . ( 9 ) . س : نمانى . ( 10 ) . ل : پيره زال . ( 11 ) . ل : توار ره نيابى . ( 12 ) . م ، مصراع دوم :[ كجا رهبرى سوى اين باغ و ورد ] .( 13 ) . ن : ز عشقش . ( 14 ) . ك : يونس به آب . ( 15 ) . ل : تفضيل . ( 16 ) . م ، ل ، ج ، س : هر . ( 17 ) . م : نور .