تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
بسى شب ببايد چو « 1 » پروانه سوخت * كه در سوز شمعى « 2 » توان برفروخت به من يار سَركش چه منّت نهاد * كه در خواب شيرين درم برگشاد 2020 بسى در ببايد زدن روز و شبى * كه لبيكى آخر برآيد ز ربّ

تتمهء معنى النّاس نيام « 3 »

بيا جان شيرين بگو « 4 » ترك خواب * كه در خواب صورت نبندد صواب زمانى چو مردان با درد و سوز * بهل شمع‌سان « 5 » شهد و شب برفروز شكوفه نبينى كه وقت بهار * چو در بطن زنبور گيرد قرار 2025 شود منبع شهد چون شد جدا * از او كان نورَست و عين ضيا « 6 » تو شمع ضيابخش چشمى و دل « 7 » * خدا را كه اين خواب شيرين بهل چه گر نور پاكى چو خوابت گرفت * ز عكس خيالى حجابت گرفت چو بيدار گشتى از آن خواب خوش * گَه از چار گويى « 8 » گه از پنج و شش ندانى كه تعبير آن خواب چيست * غريبَست آتش كه در آب زيست 2030 مزن خيمه جانا به دشت سراب « 9 » * همه كشف و وجدَست قرب سرآب « 10 » چو خوابى ببينى ز تعبير پرس * تو طفلى بيانش رو از پير پرس چه گر خواب روشن ببينى چو روز * شبش دان و شمع خرد برفروز همه خلق عالم به خواب اندرند * بنشنيده « 11 » حرفى جواب اندرند ندانسته آغاز و انجام كار * چو آن پير پژمردهء روزگار
هامش
( 1 ) . س : چه . ( 2 ) . م : كزين سوز شمعى . ( 3 ) . ن ، ج ، ك ، س ، ( كلا ) : [ تتمهء معنى سخن حضرت على - عليه السّلام الناس نيام فاذا ماتوا فانتبهوا ] . ( 4 ) . س : بكن . ( 5 ) . س ، ك : شمعشان . ( 6 ) . م : صفا . ( 7 ) . س ، ك ، مصراع اول :[ تو شمع ضيابخشى و جان و دل ] .( 8 ) . ج : جويى . ( 9 ) . م ، ج : بدشت و سراب . ( 10 ) . ل ، س ، ك : قرب و شراب ؛ ج : قرب و سراب . ( 11 ) . ل : نه بشنيده .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 214 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى