تو آسان مپندار و مشمار خرد « 1 » * كه غير از محمّد كس اين مَى نخورد
كه شفقت نمايد بر ارباب كين * ز روى محبّت نه از بهر دين
كه داند كه سرّيست در نيستى * تو اين سِر چه دانى « 2 » كز او نيستى
جفا كش جفاكش گر از امّتى * كه امّت ندارد دل علتى
در اوّل جفا بين در آخر عطا « 3 » * پس اى دل بلا جو بلا جو بلا « 4 »
در بيان فانّ « 5 » فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً .
« 6 »
جمالى دو جامى ابر خاكريز * كه تا بازگويم غم رستخيز
مثالى بگويم ابر پرده در * چه گر عشق باشد همه « 7 » پرده در
زمانى روان كن قلم اى دبير * ادا كن حكايات آن طفل و پير
حديث فقير و ظهور امير * فغان مريد و عنايات پير
2010 حرارات عشق و اشارات « 8 » دوست * نمودار ذات و مقالات پوست
كدورات نفس و علامات روح * مقامات سير و دليل فتوح « 9 »
بليّات راه و عطيّات يار * تولّاى درد و تبرّاى كار
چو عشق اندر آيد « 10 » به جان مريد * همين حرف گويد كه هل من مزيد « 11 »
كه بىعشق و درد اى دل چارهجو * نديدم رهى گر تو ديدى بگو
2015 جمالى در اين ره بسى زد قدم * جفا برد دامن كشيد از ستم
بسى زخم زنبور و مارش رسيد * كه تا نور شمعى به شب در بديد « 12 »
تو هم خواب شيرين بهل اى پسر * كه شمعى برافروزدت در سحر
هامش
( 1 ) . س : خورد .
( 2 ) . ج ، س : تو اين را چه دانى .
( 3 ) . ج ، س : وفا .
( 4 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : گفتار .
( 5 ) . ن ، س : در معنى آيت كريمهء ان ؛ ج ، ك : در معنى آيهء ان .
( 6 ) . شرح / 4 - 5 .
( 7 ) . اصل : همه .
( 8 ) . ك : كدورات .
( 9 ) . س : دليل و فتوح .
( 10 ) . س ، ك : آمد .
( 11 ) . ق / 30 .
( 12 ) . م ، مصراع دوم :[ كه تا پرتو شمع در شب بديد ] .