تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
چو اصحاب صفه درآ صف « 1 » پيش * بر طاق ابروى دلدار خويش نلغزى ستون‌وش ز جا اى عميد * به تكبير و تسبيح و جام نبيد نگهدار جام و چو مست مدام * نگر تا نگردى چو بدمست خام از آن چشم و ابرو مگردان نظر * كه مفتاح عشقَست و فتّاح در چو آن در به رويت خدا برگشاد * بخوان حمد ايزد چو اهل رشاد چو گشتى در آن ره چو دل مستقيم * هدايت ز حق دان چو اهل رقيم « 2 » كه بىجذب جانان نيابى تو كام * كه بهر مدامَست بر دست جام 870 چو مخمور گشتى ركوعىنما « 3 » * كه تسليم يابد « 4 » عطاى خدا « 5 » چو ديدى عنايت در ان بارگه * به خود بازگرد و نگهدار ره كه سرّ طريقت نماينده نيست * تو گويى كه جوينده يابنده نيست ركوع و قيامت قيامت شود * انيس ضميرت امامت كند تو دربان دل باش و آرام گير * كه آرام باشد شعار « 6 » فقير 875 چو آرام گيرى تو اندر نماز * به رويت گشايند دَرهاى راز در آن وقت حيرت چو نور لقا * نمايد جمالت به سجده درآ در آن سجده‌گاهت كه پنهانست گنج * به جانت نگه كن كه در جانست گنج چو گنجت عيان شد چو شمع طراز * باست و بسوز و بساز از نياز « 7 » در آن ساز و سوزش كه حمد و ثناست * چه گويم كه آثار نور بقاست 880 به رخسار آن شه كه در روز دين * نمايد دو رخ مر « 8 » عباد حزين كه از حسن او چون شوى شاد دل * گرفتار او باش و آزاد « 9 » دل چو غيرش نبينى فنا گشته‌اى * فنا خود چه باشد بقا گشته‌اى
هامش
( 1 ) . س ، ك : برو صف ؛ ج : مرو صف . ( 2 ) . س ، ك : اهل مقيم . ( 3 ) . م ، ل ، ج ، س ، ك : نماى . ( 4 ) . م : بايد . ( 5 ) . م ، ل ، ج ، س ، ك : خداى . ( 6 ) . س ، ك : شعاع . ( 7 ) . ج ، س ، ك : بساز و بناز . ( 8 ) . ج ، س ، ك : بر . ( 9 ) . س : باش آزاد .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 150 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى