تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

تتمّهء حكايت سالك و بيان احوال گذشته به طريق « 1 » رمز و [ الفاظ ] « 2 »

به سير جوانمرد عاشق‌گراى * بخوان و بدان و به من وانماى « 3 » 830 چنين گفت و دانم كه تكرار اوست * دو گوش يقينم به گُفتار اوست چنان گويد اخبار خود اى دبير * كه شير اندر آب و درين آب شير و ليكن ز بهر مريد رشيد * ز بهر فقير سعيد شهيد قباد و زياد و مريد و مراد * چو كاف و چو ها و چو يا عين و صاد « 4 » چو شمع و چو شهد و چو تمر و پنير * به هم در سرشتم من احوال پير 835 ز محيى « 5 » اعراب و شكل قدم * به اصحاب خلوت كشيده رقم كه پنهان ببايد درين ره شدن * گدايانه شايد بر شه شدن به زنبيل و قنديل و طبل و علم * كه سلطان غيورَست و داراى ماست كه مِرآت جويد شه خوب‌روى * به درگاه سلطان مرو اى عدم دو چشمش هميشه به سيماى ماست * ز مرآت بهتر چه باشد بگوى 840 چه جانها در اين درد و حسرت بسوخت * برهنه برفت و قبايى ندوخت « 6 »

شرح متعدد نمودن لمعات انوار « 7 » عشق در ابتدا و متّحد نمودن در كسوت جمال معشوق در انتها « 8 » و اقدام عاشق به وظايف « 9 » حقيقت صلاة « 10 » در شهود و بيان بعضى از اسرار قيام و احوال ركوع و سجود . « 11 »

بيا تا زمانى به بازار عشق * زبان برگشايم به گفتار عشق
هامش
( 1 ) . ل : بيان احوال گذشته به طريق . ( 2 ) . اصل : الفاز ؛ ن ، ج ، س ، ك : اين كلمه را ندارند . ( 3 ) . س : وانما . ( 4 ) . س : چو عين و صاد ؛ ك : چو يا عين صاد . ( 5 ) . ك : ز مختى . ( 6 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : فى العبادة . ( 7 ) . ل ، ن ، س ، ك : نمودن انوار . ( 8 ) . ن ، ج ، س ، ك : در كشوت عشق در انتها . ( 9 ) . ل : وصايف . ( 10 ) . ن ، ج ، س ، ك : حقيقت عبادت در . ( 11 ) . ن ، ج ، س ، ك : شهود و تأويل بعضى از اركان نماز ، بقيهء جمله را ندارند . تنها « ك » در پايان دارد : نظم ؛ م : و بيان اسرار نماز ، بقيهء جمله را ندارند .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 148 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى