محمد مرا نام احمد نهاد « 1 » * چو عُودم به قربتگه شه فتاد
ز عشق جمالش خيالى شدم * به فكر خيالش هلالى شدم
به امّيد وصلش وصالى شدم * جمالش بديدم جمالى شدم
به هردم هزاران درود و سلام * به جان محمّد به صبح و به شام
نيارم درودى جزين در كلام * كه هستم غلام غلام غلام
275 چه پوشم كزان مى خرابم خراب * ز بس مى كه خوردم شرابم شراب
به شش سالگى شه پيالهام گرفت * به الماس تيز و مَهالهام گرفت
در اوّل گذشت اين حديث غريب * نبايد نهفتن مرض از طبيب
مجو دل مجو دل به غير از حبيب * همينست قول فقير اديب
ز شاه عرب چون جگرخون شدم * چه گويم چو از خويش بيرون شدم
280 ز بَربَر پريدم به بحر آمدم * وز آن بحر كفخو « 2 » به نهر آمدم
به شش ماه و ماهى چو ماهى در آب * در آن آب گشتم چو موج و حباب
به سوداى « 3 » هندوى دلداركش * بگشتم دو ماهى به زنگ و حبش
يكى يار بحرى به چنگم فتاد * همه صاف گردون ز زنگم « 4 » بزاد
چو هندوى زنگى طرّار من * درآمد به ميدان و بازار من
285 نشانهاى گنج و فغانهاى رنج * چه گويم چه گويم از آن مار و گنج
كه بر « 5 » گنج مارست و در مار زهر * بيفشار مار و ز گنج آر بهر
چو همراه گنجست آزار و رنج * مرنج و مرنجان به چنگ آر گنج
چو دل گشت و اصل به داغ حبش * نماند سه و چار و نى پنج و شش
چو يكرنگ و يكبين به يكتا بديد * به آثار دردى مصفّا بديد
هامش
( 1 ) . اصل : نهاد .
( 2 ) . ل : خود .
( 3 ) . اصل : سوداى .
( 4 ) . ل : ز رنگم .
( 5 ) . د ، م : كه در .