تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نه ايزد به شب وعده دادست قدر ؟ * نه آن ماه در شب دو شِق كرد « 1 » بدر ؟ مسافر هميشه به شب ره رود * كه شب‌رو به درگه بس آگه رود مع القصّه چون شب درآمد دگر * بديدم رهى تا فراز قمر بر آن نردبان برنهادم قدم * كه بگذشت كارم ز انفاس و دم چه گويم بلندىِ آن بارگاه * همه راه گم شد دران شاهراه 135 به ايوان گردون بديدم يكى * به رويم نظر كرد ليك اندكى كه طفلان ندارند از مهر تاب * خصوص از شعاع چنان آفتاب اشارت نمود از سر عزّ و ناز * كه يعنى نهان كن مگو « 2 » فاش راز از آن راه و منزل چو باز آمدم * چو گنجشك رفتم چو باز « 3 » آمدم چو كردم نظر تا به پايان كار * به زين بود اسپى « 4 » و گشتم سوار 140 به صحراى مغرب دو صف بسته بود * كه چشم خردمند از آن بسته بود چو مركب روان شد دران راه تنگ * دران ره نديدم مقام درنگ در ان ره نمىرفت كسى غير من * كه ميل حرم داشت اين سير من چو ديرم حرم گشت ، غيرم « 5 » نماند * چو غيرم فرومرد ، « 6 » سيرم « 7 » نماند « 8 » دگر چون ز افق « 9 » مهر جولان نمود * جهان بر دو چشمم چو زندان نمود « 10 » 145 سراسيمه گشتم چو سوداييان * جگر تشنه در آب چون ماهيان نه يارى كه گويم حديث نهان * نه ذكرى كه آيد همى بر زبان به قدر سه سال اين‌چنين بىخَبر * به دل زار و محروم و خون در جگر « 11 »
هامش
( 1 ) . ك ، س : روشن كرد . ( 2 ) . س ، ك : مكن . ( 3 ) . س : چه باز . ( 4 ) . د ، ل ، ج : اسبى . ( 5 ) . ج : گشت و غيرم . ( 6 ) . ل : فروماند . ( 7 ) . ج : مرد و سيرم . ( 8 ) . در « م » مصراعها جابه‌جا آمده است . ( 9 ) . ل : زفق ؛ س : چون افق ؛ ل : زُافق . ( 10 ) . در « م » مصراعها جابه‌جا آمده است . ( 11 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : ( فى الوصول ) .
شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 109 | پير جمال الدين محمد اردستانى / اميد سرورى