تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
چو دُر دَر « 1 » خزينه نهان كردمش * به مُهر محبّت نشان كردمش گر اهل محبت هويدا شود * سخن خود چو طوطى گويا شود اسير محبّت نديدم هنوز * چگونه گشايم سر اين كنوز « 2 »

[ شرح شرائط و آداب مريد صادق چون به عشق رسد در خدمت . . . ]

شرح شرائط و آداب مريد صادق چون به عشق رسد در خدمت پير عليم به طريق حكايت و بيان فوائد و نوازش پير او را در عاقبت . « 3 »
درآيم كنون در حكايات پير * ز جهد مريد و عنايات پير ز معشوق و عاشق نشانى دهم * به دارالسلامت امانى دهم بدانى در آخر كه تكرار من * نه از بود خويشَست اظهار « 4 » من بگويم ز آداب « 5 » سير و سلوك * كه غافل نگردى به گرد ملوك

ذكر آداب و شروط على التفضيل « 6 »

نخست از حسد كن حذر زود زود * كه سد عظيمَست اين كوه دود « 7 » دگر آنكه خودبين و خودرا مباش * اسير خيالات سودا مباش 75 به خلق و كرم كوش و حجّت مگير * عروس امل را مشو هين [ اسير ] « 8 » حقارت نگاهى به مردم مكن * تفاخر به ملك دو عالم مكن مگو تا توانى سخن ناپسند * گليم جهالت به خود برمبند « 9 » به گرد ستيزه مگرد اى جوان * خدا را كه مركب به مسجد مران به آزار مردم مپيچ اى پسر * به خدمت كمر بند و مفراز « 10 » سر
هامش
( 1 ) . ل : چو من در . ( 2 ) . ك : بعد از اين بيت دارد : فى الادب . ( 3 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س ، ك : شرح آداب مريد چون به عشق رسيد ( ل ، م : رسد ) و بيان نوازش پير او را . و بقيهء جمله را ندارند . تنها « ك » بعد از پايان جمله دارد : نظم . ( 4 ) . ل : خويشست و اظهار . ( 5 ) . س ، ج : ز آثار . ( 6 ) . اين جمله را تنها ، « د » و « اصل » : دارند . ( 7 ) . س ، ك : كوه بود . ( 8 ) . اصل : هين رهين . ( 9 ) . س ، ك : به خود درمبند . ( 10 ) . م ، ل ، ن ، ج ، س ، ك : مفزاى سر . و اين كلمه در « د » مخدوش و ناخواناست .