تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
( فرهنگ لغات عرفانى ) ( 72 ) ر . ك . كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 472 و المنهج القوى ، ج 6 ، ص 478 . ( 73 ) مثنوى كلاله خاور ، دفتر سوم ، ص 214 . تنها بيت سوم با كمى تفاوت در مثنوى كلاله خاور اين چنين آمده است :
چون ز چاهى مىكنى هر روز خاك * عاقبت اندر رسى در آب پاك .
مضمون حديث نبويست كه « من قرّع بابا و لجّ ولج » ر . ك . احاديث مثنوى ، ص 29 . ( 74 ) ر . ك . قصص الانبياء ، قصهء پنجاه و هفتم ، ص 254 - 246 . ( 75 ) قرآن : الانبياء ، 87 . ( 76 ) قرآن : البقره ، بخشى از آيهء 216 . ( 77 ) ر . ك . تعليق ( 74 ) . ( 78 ) قرآن : الرحمن ، 19 . ( 79 ) قرآن : النجم ، 3 . ( 80 ) در مثنوى كلاله خاور ، دفتر اول ، ص 33 ، سطر 9 : به جاى « خاص » ، « پاك » آمده است . ( 81 ) صاحب قيام : مالك يوم الدين ( مأخوذ از آيهء 3 ، فاتحة الكتاب ) ، خداوند روز قيامت . ( فرهنگ معين ، زير عبارت مالك يوم الدين . ) ( 82 ) بحريان : كسانى كه و اصل به درياى معرفت حق تعالى هستند . ( 83 ) بريان : كسانى كه در عالم ناسوت و خاك مانده‌اند و به عالم لاهوت و ملكوت نرسيده‌اند . ( 84 ) چاه كنعان - چاه يوسف : چاهى در اردن نزديك طبريه كه برادران يوسف او را در آن افكندند . ( فرهنگ معين ، اعلام زير واژهء چاه يوسف . ) ( 85 ) اشاراتى است به داستان يوسف ( ع ) . ر . ك . قرآن : سورهء يوسف و قصص الانبياء ، قصهء سى و سوم و سى و چهارم ، ص 148 - 84 . ( 86 ) قرآن : الكهف ، بخشى از آيهء 16 . ( 87 ) تك : ته ، بن . ( 88 ) حضرت عزّت : منظور خداوند متعال . ( 89 ) سالك : سالك عبارت از سائر الى اللّه است كه متوسط بين مبدا و منتهى است مادام كه در سير است . كسى كه به طريق سلوك به مرتبت و مقامى رسد كه از اصل و حقيقت خود آگاه شود و بداند كه او همين صورت و نقش نيست و اصل و حقيقت او مرتبت جامهء الوهيت است كه در مراتب تنزل متلبس بدين لباس گشته و به مقام فناء فى اللّه و مرتبت ولايت وصول يابد گفته‌اند كه سالك كسى است كه علم او به درجه عين اليقين رسيده باشد . سالك كسى است كه به طريق تصفيه از مراتب كثرت به سير رجوعى در گذشته و به تجلى احديت در بحر وحدت فانى و مستغرق شده باشد . صوفى كه در راه طلب حقيقت گام برمىگذارد خود را سالك ناميده ابتدا به شناختن خود همت مىگمارد و سپس در راه رسيدن به مقصود . سالك به كسى گويند كه در اثر مواظبت مقامات و طى مدارج معنوى و تحمل رياضات در طريق وصول به حقيقت است . ( فرهنگ لغات عرفانى ) ( 90 ) ظاهرا از كلمات عرفا است . ر . ك . بستان السياحة ، ص 46 .