[ زندگى ] « 8 » مىرسد و مىرساند بىواسطهء شراباتى كه دستآلود اهل خرد شده باشد . « و الحمد لله رب العالمين . » خاطر مبارك آسوده دارد و زود خيالات را جمع گرداند و خود را به ياران رساند ، كه اشتياق غلبه كرده و چشم انتظار در راهست . و السلام .
رسالة اخرى رسالهء صد و بيست و هشتم
فرزندان عزّت فقر حضرت حبيب ( 1358 ) ، [ عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات ] « 1 » ، سلام بخوانند و بصارتى كه ناظر حسن عشقست ، بر خود ناظر دانند و بدانند كه معنى « الصّوم لى » آنست كه هر نفس كه از جانب شفقت الهى برآيد ، بىشركت تفكر خود قبول كنند . البته اين روزه كه همه كس مىتواند كه بدارد نه آن صومست كه محرمان پردهء محبّت مىدارند . البته البته عزّت بدن « 2 » بدارند و ترك موافقت صورت كنند . اگر بيمارى نبود ، حضرت بارى تعالى اجازت نفرمودى كه « و لا على المريض حرج » ( 1359 ) « و الحمد لله رب العالمين . » [ و الصلاة ] « 3 » و السلام على محمّد و آله و سلم .
رسالة اخرى « 4 » رسالهء صد و بيست و نهم
فرزندان مقبول سلام بخوانند و اشتياق را شرح نپرسند . اميد چنانست كه نسيم بهار و صبح وصال با هم قرين شوند و بيخ ( 1360 ) ظلمت هجران براندازند . اگر دل و زبان موافق افتد ، حجابهاى كلّى رفع شود . فرزندان كه زادهء عنصر دلند ( 1361 ) ، [ مولانا فضل اللّه و همشيرهاش سلام ] « 5 » بخوانند « 6 » . ديگر فرزند جمال الدين محمّد سلام بخواند و در آوردن عزيزان چنان كه تواند تقصير نكند . ابيات « 7 » :
عرشها و فرشها چون آب و خاك * گاه محزونند و گاهى صاف و پاك .
دائما هستند در سير و سلوك * ار فقيرند و اسير و گر مُلوك .
پس نبايد بست دل در هيچ چيز * تا نيابى خوارى ، اى يار عزيز .
هامش
( 8 ) [ زندگى ] از مج 1 . در اصل : « زند » .
( 1 ) [ عليه . . . التحيات ] از مج 1 . در اصل : « عليه الصلاة و السلام » .
( 2 ) در مج 1 : « جسم » .
( 3 ) [ و الصلاة ] از مج 1 .
( 4 ) اين رساله در نسخهء مج 1 ، پس از رسالهء بعدى آمده است .
( 5 ) [ مولانا . . . سلام ] از مج 1 .
( 6 ) « بخوانند » در مج 1 نيست .
( 7 ) در مج 1 : « بيت » .