يفنى عن قريب » ( 1349 ) . و صلى اللّه على خير خلقه و محمد و آله و سلم . [ و السلام . ] « 4 »
[ رسالة اخرى رسالهء صد و نوزدهم
يفتح اللّه على قلوب المشتاقين و الحمد للّه ربّ عباد المقبولين ] « 5 » . الفقير المستقيم بلقاء محمّد و آله الطيبين الطاهرين .
رسالة اخرى رسالهء صد و بيستم
« بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . » اى ربودهء غمزهء حسن فقر مصطفى و اى ستودهء آيات احوال مرتضى ، بدان كه برگزيدهء منظوران و صاحب حسن مشهوران و مستوران اولين و آخرين ، حبيب ربّ العالمين ، محمّد مصطفى ، عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات ، هرگاه كه ميل به ارادت حق فرمودى ، رضاى حق ، سبحانه و تعالى ، كه حاكم ارادت خداست ، به شكوهء بليغ و عشوهء صريح فرمودى كه
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »
( 1350 ) .
غرض آنكه عاشقان و سرهنگان كه لايق هدايت باشند و خواهند كه به جهت عمل پسنديدهشان به زمين فرستند ، به عزّت ظاهرشان از خود دور گردانند و به وقت بازگشتن به تابوتى مىنهندشان و بازمىآورند ، به جهت آنكه خوى به عزّت كردهاند و اين صفت انبياء و امتست . و اهل محبّت را صفت آنست كه ملامت محبّت بر دوش جانشان نهند و زهراب ( 1351 ) عشق كه [ « شفاء للنّاس » ( 1352 ) است ] « 1 » به كام دلشان ريزند تا روى در صف عزّت نكنند ، تا وقت بازگشتن ، ثابتقدم باشند . غرض آنكه ، اگر آن عزيز [ بر درازگوش ] « 2 » ( 1353 ) سوار شود ، بهتر باشد كه اسبى « 3 » بخرد و به دست ظالمى افتد تا نظر « الفقر فخرى » نگاه تواند داشت . باقى احوال در حضور گفته شود . و السلام .
هامش
( 4 ) [ و السلام ] از مج 1 .
( 5 ) [ رسالة اخرى . يفتح . . . المقبولين ] از مج 1 .
( 1 ) [ شفاء للناس است ] از مج 1 . در اصل : « شفاء للناسست » .
( 2 ) [ بر درازگوش ] از مج 1 . در اصل :
« به درازگوش » .
( 3 ) در مج 1 : « اسب » .