چشم محبّت در راهست . قال النبى ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، « الدّنيا مزرعة الآخرة ( 1336 ) يك وجه در معنى « الفقر افضل من الغنى » نوشته شده « 3 » ، مطالعه نمايد .
اى اخى « 4 » ، بدان كه عافيت « 5 » كه همه نعمتى درو هست غنى است و نعمت صورت و معنى چون جمع شد ، بعضى از كثرت نعمت از حق تعالى دور مىافتند و بعضى [ به حق ] « 6 » نزديك مىشوند ، و فقر چون غلبه كرد و شخص را فقير ساخت ، حق ، سبحانه و تعالى ، نزديك آن فقير مىشود .
كه « انا عند المنكسرة قلوبهم » و حصرت خواجه ، صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مىفرمايد كه « اللّهمّ ، أحينى مسكينا » . و چون به اين مقام برسى ، بدانى كه « الفقر افضل من الغنى » چون باشد . يك وجه ( 1337 ) ديگر در معنى « الفقر افضل من الغنى » . اى اخى ، شنيده باشى كه رابعه ، رحمة اللّه عليها ، در صحرا نشسته بود و حيوانات بگرد او مىگشتند و چون حسن بصرى ( 1338 ) ، رحمة اللّه عليه ، برسيد بگريختند ( 1339 ) . حسن فرمود « 7 » كه سبب چيست كه با تو انس دارند و از من مىگريزند . رابعه گفت كه تو امروز چه خوردهاى . حسن گفت كه پيهآبه ( 1340 ) خوردهام « 8 » . رابعه گفت : البته از تو بگريزند كه جنس ايشان تصرف كردهاى و من حيوانات نمىخورم ، البته با من انس گيرند .
اى عزيز ، بدان كه اين مقام مبتديانست كه رابعه داشت . هنوز رابعه « 9 » جنسيت با حيوانات داشت كه حيوانات با او مىبودند . هرگاه كه روح از قالب جدا شد و حاضر گشت و قالب در خاك غايب شد ، حيوان با آن روح هيچ آشنائى ندارد . [ و ] « 10 » مادام كه سالك مراعات جسم مىكند و پرورش صورت مىدهد ، جنس صورت آن سالك « 11 » كه حيوانست با او انس دارد ، و چون صاف شود و مراد بشريت ندهد ، اهل جهان ازو مىگريزند . از بهر آن اهل عالم از فقرا « 12 » مىگريزند كه نفع حيوانيت ( 1341 ) نمىيابند و گرد سلاطين و اهل دنيا مىگردند كه از ايشان نصيب نفس مىيابند .
« الدّنيا جيفة و طالبها كلاب . »
اى عزيز ، البته ذكر مرگ بسيار مىبايد كرد تا نفس خائف شود و چشم امل كور گردد ، كه وعدهء حق تعالى همه درستست و روشن « 13 » ، خصوص مرگ . كه همه كس به چشم سر مىبينند و [ آنكه ] « 14 » وعده به آخرتست ، بعضى مىبينند و بعضى [ نمىبينند ] « 15 » و صلى اللّه على خير خلقه محمد و آله و سلم « 16 » .
هامش
( 3 ) در مج 1 : « شد » .
( 4 ) در مج 1 : « اى عزيز » .
( 5 ) در مج 1 : « عاقبت » .
( 6 ) [ به حق ] از مج 1 .
( 7 ) در مج 1 : « گفت » .
( 8 ) در مج 1 : « حسن گفته پيهآبه » .
( 9 ) در مج 1 : « رابعه هنوز » .
( 10 ) [ و ] از مج 1 .
( 11 ) در مج 1 : « جنس آن صورت سالك » .
( 12 ) در مج 1 : « از فقر » .
( 13 ) در مج 1 : « درست و روشن است » .
( 14 ) [ آنكه ] از مج 1 . در اصل : « آنها كه » .
( 15 ) [ نمىبينند ] از مج 1 . در اصل : « نمىدانند » .
( 16 ) در مج 1 : « و صلى اللّه على محمّد و آله و سلم » .