رسالة اخرى « 4 » رسالهء صد و شانزدهم
فرزند عزيز ، خواجه جمال الدّين محمّد طائى بىوفا سلام بخواند .
نگفتمت كه عراقست و خاك محزونست ؟ * دلى كه حُزن پذيرد قرينِ ( 1342 ) مجنونست .
نگفتمت كه به تنها مرو به صفّ غريب ، * كه باد و آتش غربت بلند و بىچونست ؟
« الماضى لا يذكر . » عيال فرزند خواجه مظفر الدين بياورد و هيچ خوف به خود راه ندهد و باقيان ( 1343 ) را سلام رساند . فضل اللّه را و اهل و نااهل را سلام رساند . شرحش در كتاب ديگر گذشته . و السلام . ]
رسالة اخرى « 5 » رسالهء صد و هفدهم
اى عزيز ، بدان كه آموختن علم ظاهر ، حاصلش آن باشد كه شخص در روى زمين عزّت پيدا كند ، و علم تصوف آموختن ، حاصلش آنست كه البته معجب ( 1344 ) شود و غبار اهل خدا در دلش پيدا شود . به اين علمها كه ذكرش رفت شناخت خداى تعالى و رضاى خداى تعالى پيدا نمىتوان كرد . رضاى خداى تعالى و شناخت خداى تعالى موقوف اهل خداست ( 1345 ) ، به شرط آنكه ميّتوار باشد ، يعنى خود را و طاعت و خدمت خود را در ميان نياورد . و صلى اللّه على محمّد و آله و سلم .
رسالة اخرى رسالهء صد و هيجدهم
« يفتح اللّه قلوب المشتاقين و الحمد للّه ربّ العباد المقبولين » ( 1346 ) . « 1 » ثمرهء باغ رسالت و دردانهء بحر ولايت ، فرزند امين الدين شاه محمّد ( 1347 ) ، زيدت محبّته ، بتجديد « 2 » سلام بخواند .
بعد از دعوات خالصات ، اعلام آن عزيز مىنمايم كه خاطر مبارك الهام « الفقر فخرى » بيرون نفرمايد و به عادت جماعت غافلان كه مشهور زمانند ، زيست نكند . حاليا مىبايد كه فرزند شاه حسن ( 1348 ) به هيچ نوع از خود جدا نگرداند « 3 » ، كه حضرت شاه ولايت مىفرمايد كه « فانّ المال
هامش
( 4 ) اين رساله در نسخهء اصل نيست . عينا از مج 1 نقل مىشود .
( 5 ) اين رساله در مج 1 نيست . تنها از نسخه اصل نقل مىشود .
( 1 ) « يفتح اللّه . . . المقبولين » در مج 1 نيست .
( 2 ) « بتجديد » در مج 1 نيست .
( 3 ) در مج 1 : « جدا نفرمايد » .