نفسانى به سرّ سرّ جان مقبول قبول فرمايد ( 1268 ) . شرح اشتياق از دل مهجور خود پرسد . ان شاء اللّه تعالى كه عاقبت كار بخير باشد . ديگر به روى ( 1269 ) ارادت [ دارندهء ] « 2 » دعوات را عزيز دارد و مهمى كه داشته باشد ، بىانتظار بسازد كه برادر نعيم الدّين ابو سعيد ( 1270 ) با دوستان [ آن ] « 3 » عزيز دم محبّت مىزند و هيچ التماس نكرده است . چنان كنند كه نوميد نشوند . زياده به سمع دانايان رسانيدن حاجت نيست . و السلام .
رسالهء اخرى رسالهء نود و دوّم
اذكار و احوال كه لايق گوش محبّتست ، رسيد و جواب اسرار در كتاب مفتاح الفقر ( 1271 ) و در كتاب معلومات ( 1272 ) به مطالعه خواهد رسيد . احوال كلّى در آن نوشته شده .
بازيابد « 4 » دل و زبان جمع گرداند تا حجاب از راه برداشته شود تا قدم را توانائى رفتار باشد . و السلام .
بيت :
سلامِ « 5 » بىزبان با ارادت * بخوانَد چون دعا اندر [ عبادت ] « 6 » .
عجب از آن حيران [ تجليات ] « 7 » لمعات محبّت نيست كه جواب آيت غيب ننويسد كه درين منزل كه پردهء تصوير « 8 » خرد در ميان نبود ، قلب بىقرار در سير آورد و روى در ممالك بىوفا كرد و صرصر تفرقه بدان سبب [ كشتى ] « 9 » اهل عشق و درد را در بحر خيالات به جنبش آورد . و شرح اين كلمات در كتاب نهاية الحكمة ( 1273 ) بتفصيل گذشته . مىخواستم كه در صحبت فرزند ، امير جمال الملّة و الدين روزبهان ( 1274 ) بفرستم ، تعجيل فرمود . هرچند نصيحت كردم كه رفيق فرزند [ جمالا للاسلام ] « 10 » باشد ، نشد و مصلحت چنان ديد كه پيش ازو بيايد تا بدين سبب انگيزى ( 1275 ) بشود « 11 » كه خيرهاى « 12 » جانبين باشد « 13 » . و السلام .
رسالة اخرى رسالهء نود و سوّم
در رابع شوال نامهء پرشكايت كه در خيال اين فقير هرگز سرايت نكرده ، رسيد . هرچه مدّتها
هامش
( 2 ) [ دارندهء ] از مج 1 . در اصل : « دارند » .
( 3 ) [ آن ] از مج 1 . در اصل ناخوانا .
( 4 ) در مج 1 : « بايد » .
( 5 ) در مج 1 : « سلامى » .
( 6 ) تصحيح قياسى . در اصل و مج 1 : « عيادت » .
( 7 ) [ تجليات ] از مج 1 . در اصل : « تحليات » .
( 8 ) در اصل : « در تصوير » .
( 9 ) [ كشتى ] از مج 1 . در اصل : « كشى » .
( 10 ) [ جمالا للاسلام ] از مج 1 . در اصل . « جلالا للاسلام » .
( 11 ) « بشود » در مج 1 نيست .
( 12 ) در مج 1 : « چيزهاى » .
( 13 ) « باشد » در مج 1 نيست .