تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الافراد ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
كنم ، مشايخ و اهل خلوت به دشمنى حق درآيند . » ( رسالهء 23 ) « يك ساعت حضور خود ندهم كه هزار سال پادشاهى سليمان بستانم ، كه تحقيق دانم كه او نبىّ بود [ . . . ] درين فقير هيچ خوف نيست ، از بهر آنكه طمع ندارم و شخص از براى طمع اسير روزگار مىشود و شرمسار مىماند . » ( رسالهء 24 ) « مسلمان زندهء دنياست و مؤمن زندهء عقباست و موحّد يعنى عاشق عارف فراغت از دنيا و عقبى دارد . » ( رسالهء 25 ) « اگر قدم در راه عشق مىنهى ، از خرابى و رسوائى مترس كه درين مقام نام و ننگ نباشد . » ( رسالهء 26 ) « من نظر در ذوق حال دارم نه در عبارت خشك . » ( رسالهء 27 ) « بدان كه هرچه سالك بدان قرار گيرد ، سدّ راه اوست اگر ظلمتست و اگر نور . » ( رسالهء 35 ) « بدان كه مقامات سالك نهايت ندارد . » ( رسالهء 49 ) « هيچ مقام بالاتر از مقام رضا نيست و چون سالك راضى شد ، نه گرما بيند و نه سرما ، و نه گرسنه شود و نه سير باشد ، نه تاريكى شب بيند و نه روشنى روز شناسد . مستغرق دوست چه كارش به غير دوست باشد كه غير ديدن خوى مشركانست . » ( رسالهء 55 ) « طهارت سه قسمست : طهارت اهل شريعت آنست كه دست و روى از افعال و كسب بشويد و روى به قبله آرد و دلش دنيا باشد ؛ و طهارت اهل طريقت آنكه دست از دنيا بشويد و به آخرت مشغول شود و دلش همچنان به خيال بهشت مشغول باشد ؛ و طهارت اهل محبّت آنست كه دست از خود بشويد ، چه جاى دنيا و آخرت ، و روى به دوست آرد . » ( رسالهء 57 ) « وادى آخرترين سالكان حبّ جاهست . چون درين وادى هلاك نشد ، مقامات ديگر در سفرها با رفيقان مشفق به آسان رفع شود . » ( رسالهء 60 ) « اگر مىخواهى كه در هيچ مقام زحمت نبينى ، متابعت حضرت مصطفى ( ص ) كن و جبرى مباش و بدان كه همه چيز از امر و خواست حضرت حقست . » ( رسالهء 65 ) « اگر مىخواهى كه عذاب جاويد نكشى ، قدم از جادهء شرع بيرون منه و اگر تجاوز مىكنى ، هادىاى پيدا كن و در قدم او باش كه طريق اهل محبّت نه راه آسانست . » ( رسالهء 68 ) « تحقيق بدان كه هركه و هرچه حجاب بندهء خدا شود ، خداى تعالى او را دشمن دارد ، و اگر مالست و اگر عيال ، و اگر يارست و اگر خودست . » ( رسالهء 70 ) « غرض آنكه راضى مىبايد بودن به هرچه طلوع كند ، كه اين دنيا رباط دو در است ؛ هركه درآيد البته بيرون رود . [ . . . ] حق تعالى فرد است و محبّتش طالب فرد . پس تفرقه عين جمعيت است . » ( رسالهء 113 ) « به حقيقت انسان سوگند كه چاكران همه از بهر طمع خود خدمت مىكنند و از آفتاب روشن‌ترست كه وقت ملامت چگونه مىگريزند . » ( رسالهء 133 )